احمدینژاد ۸۴! فقط یادش بخیر
احمدی نژاد 84 یادش بخیر

ماهها از اوضاع نابسمان اقتصادی در مملکت غنی و مملو از فراوانی ایران میگذرد و کسی نیست جواب سوالهای بیجواب مردمی را بدهد که هاج و واج ماندهاند که این چه بلایی است که بر سرمان آوار میشود؟
هر روز از زبان مسئول و غیرمسئول میشنویم که مقصر اصلی این نابسامانی و گرانی و احتکار و کمفروشی و گرانفروشی، نه تحریم غربیها بلکه سوءمدیریت و خیانت برخی مدیران داخلی است اما دریغ از ذکر نام یک نامدیر.
مردم منتظر هستند مدیران دولتی و در رأس آنها محمود احمدینژاد
رئیسجمهوری این کشور که قرار است جهانی را مدیریت کند، به میدان بیاید و
حداقل بگوید درد واقعی این وانفسای بازار ایران چیست؟ مقصر این
نابسامانیها کیست؟ بیاید و از مردم بخواهد کمی تحمل کنند؛ کمی سختی بکشند؛
اما این آقا مردم را غریبه میداند، مردمی که در روزهای
سخت به او اعتماد کردند و قرار بود حق آنها را از حقخوران بستاند.
آقای احمدینژاد! به خدا سوگند اگر با مردم روراست بودید، اگر دردهای موجود را با مردم در میان میگذاشتید، همین مردم دردها را چاره و درمان میکردند؛ اما نشان دادی که از مردم خیلی فاصله دارید. نشان دادی که بر عهد خود با مردم استوار نماندی
آقای عدالتمحور! با ادعای سادگی و عدم تجمل جلو آمدی و رأی مردم را از آن خود کردی ولی آیا مانند آن مردی که خودت را دنبالهرو او معرفی کردی، بودی؟
چه کسی فکر میکرد روزی بیاید که مردم این سرزمین به خاطر خرید مرغ و به دلیل سوءمدیریت دولت شما، اینگونه تحقیر شود. آیا اگر رجایی امروز زنده بود میتوانست در میهمانیهایش مرغ و جوجهکباب بخورد در حالی که میدید پیرمرد و پیرزنی که چند سال دیگر باید صدسالگی خود را جشن بگیرند، حالا باید دنبال خودروی حمل مرغ بدوند یا با دهان روزه روی زمین داغ بخوابند تا نوبتشان برای خرید چند مرغ برسد.
همیشه دم از سادگی زدید ولی آیا تاکنون محتاج نان شب شدهای؟ آیا محتاج وام ازدواج برای فرزندانت شدهای؟ آیا وقتی از ماه از نیمه گذشت نگران کرایه خانه و اقساط وام شدهای؟
روی سخن با شخص شما است و دیگر مسئولانی که به دنبال شما شعار تهوعآمیز سادهزیستی را فریاد زدند؛ ای کاش این شعارها را نمیدادید تا مردم مطمئن میماندند که مسئولان از جنس آنها نیستند ولی آمدید و ....
چه کردید با این مردم ساده و بیتوقع؟
به
راستی انتظار این مردم از شما مسئولان چه بوده؟ آیا غیر از این بود که اگر
مشکلی وجود دارد با آنها صادقانه در میان بگذارید؟ غیر از این بود که
چشمانتظاری همه آنها را که قرار بود ببینند چگونه نام مفسدان را از جیبتان
خارج میکنید اما
نکردی کور کرد و در عوض نام اطرافیان و نزدیکان دولت از کیسهها بیرون آمد و بازهم صدایی از شما در نیامد؟
این روزها آیا سری به بازار زده ای آقای رئیسجمهور؟
برای خانوادهات هنوز از محلهتان خرید میکنید؟ میوه و سبزی و گوشت و مرغ در محل شما هنوز هم قیمت تابستان ۸۴ است؟ هنوز هم دلار و مسکن و آهن و سیمان تغییری نکرده است؟
با ما به از این باش که با خلق جهانی
به خدا مردم ایران حقشناس و با معرفتتر از این هستند که لایق چنین رفتارهایی باشند؛ که به جای اینکه به دردشان رسیدگی شود، هر روز جنگ مسئولان را ببینند؛ به خدا این مردم همان مردم ۸ سال جنگ تحمیلی هستند و البته بهتر هم شدهاند. پس چرا باید به جای صداقت و روراستی، جنگ و دعوای مسئولان نصیبشان شود.
چرا باید به جای اینکه هر روز از رسانهها تلاش مسئولان برای برطرف کردن مشکلاتشان را بشنوند، خبر از فساد و اختلاس و تخلفات دیگر مسئولان را بشنوند و خون دل بخورند.
احمدینژاد ۸۴؛ فقط یادش بخیر
دلمان برایت تنگ شده آقای دکتر ولی نه شمایی که برای پافشاری بر نظرتان ۱۱ روز خانهنشینی کردید بلکه برای آن رئیسجمهوری که در تابستان ۸۴ مردم به این امید به او رأی دادند تا شاید بیاید و رهبرشان را از تنهایی درآورد.
آیا معنای ولایتپذیری این بود که برای خوشایند یک نفر ولو هر میزان از معرفت، مقابل ولیفقیه قرار بگیرید؟
زلزله شما را هم با خودش برد؟
زلزله آمد و رفت؛ رفت و خیلیها را با زبان روزه با خود برد؛ خیلیها را با خود برد تا شاید عروسیشان را در آسمانها بگیرند و خیلیها را برد تا...
ورزشکار، سیاستمدار، همه رقم اتحادیه و تشکل، ایرانی و خارجی، رئیس جمهور سوریه و مخالفانش و از همه مهمتر رهبر انقلاب به بازماندگان تسلیت گفتند اما شما ترجیح دادی بدون پیام تسلیت دو روز زودتر با اعوان و انصار به سرزمین وحی و دیدار خائنان به پیامبر بروی.
معاونت را به دیدار زلزلهزدگان فرستادی ولی آیا مردمانت غریبهتر از مادر رئیس جمهور سیرالئون بودند؟
مردمانت را دریاب!
خیلی حال خوبی نداشتم و نوشتم؛ اگر جسارتی شد حلالم کنید
برگرفته از وبلاگ خبرچین http://khabarchin205.mihanblog.com