آمارهای جالب در مورد یکی از پرهزینهترین برنامه تسلیحات هستهای دنیا
آمارهای به دست آمده از آزمایشهای هستهای آمریکا و برنامههای گسترش تسلیحات هستهای این کشور، به عنوان اولین کشور تولید کننده بمب اتم، نشان میدهد این کشور تا کنون میلیاردها دلار خرج برنامه هستهای خود کرده و هنوز هم در این زمینه هزینههای هنگفتی صرف میکند.
به گزارش فارس، دوران جنگ سرد با آنکه با درگیری نظامی مستقیم بین آمریکا و شوروی و همپیمانان آنان همراه نبود، هزینههای گزافی از لحاظ دفاعی برای هر دو کشور در پی داشت. در این میان کشور آمریکا از قبل از این دوران نیز مبالغ سنگینی صرف هزینههای نظامی میکرد، تا جایی که بودجه پنتاگون در آغاز دولت «جیمی کارتر» در سال ۱۹۷۸، 1/ 116 میلیارد دلار بود که در پایان این دولت (۱۹۸۱) به 5/ 175 میلیارد دلار رسید. با به قدرت رسیدن «رونالد ریگان»، این رقم افزایشی نجومی داشت و به ۸/۴۲۹ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۵ رسید که بخش عمده آن را بودجههای مربوط به گسترش سلاحهای هستهای تشکیل میداد.
* نگاهی به هزینههای تسلیحات هستهای آمریکا
در این نوشتار قصد داریم نگاهی به بخشی از هزینههای نظامی آمریکا در قبل از دوران جنگ سرد و در خلال این دوران داشته باشیم؛ گزارشی که در زیر میخوانید به آمارهای نظامی آمریکا تنها در بخش گسترش تسلیحات هستهای مربوط میشوند. شایان ذکر است برای گردآوری آمارهای زیر سعی شده است تنها به موارد اعلام شده توسط منابع رسمی آمریکا (مانند وزارت انرژی آمریکا، وزارت دفاع آمریکا و غیره) استناد شود؛ در مواردی که دسترسی مستقیم به چنین آمارهایی امکانپذیر نبود از منابع مستند دیگری نظیر گزارشهای رسمی نهادهای معتبر آمریکا، کتابهای مستند و علمی (مانند کتاب «ممیزی برنامه هستهای آمریکا») و پروژههای تحقیقاتی قابل استناد استفاده شده است. بر همین این اساس در آمارهای مذکور سعی شده است آخرین تاریخهای مربوط به برآوردهای مستند انجام شده، اعلام شوند و در مواردی که آمار و ارقام جدیدتری در دسترس بود، اما قابل استناد نمینمود، از آن صرفنظر میشد. در مورد بعضی از برنامه ها و پروژههای مربوط به این برنامه هستهای، توضیحاتی ارائه شده است؛ در قسمت اول این گزارش، ۲۱ مورد از جنبههای برنامه هستهای آمریکا مورد بررسی قرار گرفتند. در این قسمت، ادامه گزارش قبل را میخوانیم.
2۲ـ اندوخته مالی دولت فدرال در تاسیسات «مونت پولی» تا سال 1988، که برای استفاده پس از وقوع جنگ هستهای در نظر گرفته شده بود: ۲ میلیارد دلار؛
این تاسیسات، یک مجموعه زیرزمینی محافظت شده به مساحت ۱۴۰ هزار فوت بود که در اختیار وزارت خزانهداری آمریکا قرار داشت. آمریکا برای اینکه بعد از وقوع جنگ هستهای احتمالی توان بازسازی خود را داشته باشد، در این مکان پول ذخیره میکرد؛ همچنین در این مکان، حدود ۱۰۰ نفر برای محافظت از مقامات منتخب دولت، در صورت وقوع جنگ هستهای حضور داشتند.
منبع: کتاب «نخستین روز پس از جنگ جهانی سوم» نوشته «ادوارد زوکرمن»، انتشارات وایکینگ، 1984، صفحات 287-88
۲۳- تعداد کل آزمایشهای تسلیحات هستهای آمریکا از 194۵ تا ۱۹۹۲: 1،030 آزمایش
منبع: وزارت انرژی آمریکا
۲۴ـ نخستین و آخرین آزمایش هستهای آمریکا: اولین آزمایش، آزمایش «ترینیتی» و آخرین آزمایش، آزمایش «دیوایدر»
اولین آزمایش هستهای آمریکا، آزمایشی با کد رمز «ترینیتی» بود که در 16 جولای 1945 انجام شد؛ انفجار «ترینیتی» نیروی انفجاری معادل با انفجار ۲۰ کیلو تن «تیانتی» تولید کرد. آخرین آزمایش هستهای آمریکا، آزمایش "دیوایدر" بود که در مقر آزمایش هستهای آمریکا در "نوادا" انجام شد.
منبع: وزارت انرژی آمریکا
۲۵ـ هزینه تخمینی صرف شده برای آزمایشهای هستهای، از اول اکتبر 1992، تا اول اکتبر 1995: ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار ( علیرغم اینکه در این فاصله هیچ آزمایشی انجام نشد)
منبع: پروژه مطالعاتی هزینه تسلیحات هستهای آمریکا
۲۶ـ هزینه برآورد شده هزینه آزمایشهای تسلیحاتی "operation crossroads"، («ایبل» و «بیکر») در جزیره مرجانی «بیکینی»: ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار
operation crossroads نام مجموعهای از آزمایشهای تسلیحات هستهای آمریکا بود که در اواسط دهه ۱۹۴۶ در جزائر مرجانی بیکینی انجام شد. این آزمایش، اولین آزمایش دولت آمریکا بعد از آزمایش «ترینیتی» بود. هدف این آزمایشها، بررسی تاثیر تسلیحات هستهای بر کشتیهای نیروی دریایی بود. این آزمایش، شامل دو انفجار به نامهای «ایبل» و «بیکر»بود که قدرت انفجار هر کدام، ۲۳ کیلو تن بود. آزمایش Operation crossroads در واقع بعد از انفجارهای «ترینیتی» و بمبهای هیروشیما و ناکازاکی، چهارمین و پنجمین انفجار اتمی آمریکا بود. این عملیات یکی از چندین آزمایشی بود که در جزائر مارشال انجام شد. ماحصل این آزمایش آمریکا این بود که در انفجار «بیکر»، تمام کشتیهای هدفگذاری شده، دچار آلودگی رادیواکتیو شدند. ضمن اینکه این آزمایش، اولین مورد پراکنده شدن غبارهای غلیظ رادیواکتیو در منطقه بود. غبارآلودگی ناشی از چنین انفجاری اثرات جهانی نیز دارد، چرا که غبارهای هستهای ناشی از انفجار، تا چند روز در لایه استراتوسفر زمین باقی میمانند و سپس در سطح وسیعی پخش میشوند. یک شیمیدان به نام «گلن سیبرگ»، که طول دوران تصدیگری مدیریت کمسیون انرژی اتمی توسط وی بیشتر از سایرین بوده است، انفجار «بیکر» را "اولین فاجعه اتمی دنیا" توصیف کرد.
منبع: کتاب «تقاطع عملیاتی»، نوشته «جاناتان ام. وایزگال»، صفحات 294، 371
27- بزرگترین انفجار اتمی تاریخ آمریکا: انفجار آزمایش براوو در اول مارس ۱۹۵۴ با قدرت انفجار معادل ۸/۱۴ مگاتن؛ (برای توضیح در مورد این آزمایش به شماره 16 مراجعه کنید)
منبع: وزارت انرژی آمریکا
۲۸ـ تعداد جزیرههای تبخیر شده طی آزمایشهای هستهای آمریکا: ۱ جزیره
یک جزیره از جزایر مرجانی «انیواتک»، به نام جزیره «ایوگلپ» در اول نوامبر 1952، طی آزمایش بمب هیدروژنی «مایک»، تبخیر شد؛ اولین آزمایش بمب فوزیونی (بمب فوزیونی یک ماده منفجره هستهای است که سوخت آن توسط واکنش همجوشی هیدروژن تامین میشود) در تاریخ اول نوامبر ۱۹۵۲، در جزیره «ایوگلپ» انجام شد. قدرت انفجار این بمب که به «بمب مایک» موسوم بود، ۴/۱۰ مگاتن انرژی بود که تقریبا ۴۵۰ برابر قدرت بمب ناکازاکی میشد. انفجار این بمب باعث محو شدن جزیره «ایوگلپ» شد و به جای آن گودالی به عرض تقریبا ۹/۱ کیلومتر و عمق ۵۰ متر در محل سابق این جزیره پدید آمد.
۲۹- تعداد زیردریاییهای تهاجمی هستهای (SSN) و زیردریاییهای هستهای راهبردی با قابلیت شلیک موشک بالستیک (SSBN) آمریکا (درسال 2002) :
آمریکا 53 زیردریایی تهاجمی هستهای و 18 زیردریایی هستهای راهبردی با قابلیت شلیک موشک بالیستیک در اختیار دارد؛
۳۰- تعداد مخازن ضایعات رادیواکتیو با سطح بالای تشعشع، در ایالتهای واشنگتن، آیداهو، و کارولینای جنوبی: ۲۳۹
آمریکا در حال حاضر 239 مخزن ضایعات رادیواکتیو با سطح بالای تشعشع در ایالات مذکور دارد. ضایعات دارای تشعشع سطح بالا، دستهای از ضایعات هستهای هستند که به خاطر فرآوری مجدد سوخت هستهای مصرف شده، تولید میشوند. فرآوردی مجدد سوخت هستهای مصرف شده نیز خود به منظور تولید مواد شکافت پذیر لازم برای ساخت تسلیحات هستهای انجام میشود؛ بنابراین میتوان گفت ضایعات رادیواکتیو با سطح بالای تشعشع، محصول جانبی ساخت تسلیحات هستهای هستند. منابع رسمی آمریکا در سال ۲۰۱۰ (به نقل از روزنامه واشنگتن پست، مورخ ۲۰ آگوست ۲۰۱۰) گفتند در آمریکا ۶۰ هزار تن ضایعات دارای تشعشع سطح بالا انبار شده اند بدون اینکه سیاستهای مناسبی برای دفع آنها وجود داشته باشد. ضایعات رادیواکتیو، خطرات زیادی برای سلامت و محیط انسانها دارند و ورود آنها به منابع آبهای زیرزمینی و هوا میتواند جان انسانها و موجودات زنده را به خطر اندازد. خاصیت رادیواکتیویته این ضایعات، به مرور زمان از بین میروند، بنابراین لازم است این ضایعات برای مدتی در مخزن ضایعات نگهداری شده تا خطرات آن به طور کامل محو شود. زمان ذخیرهسازی این ضایعات، به درجه تشعشع رادیواکتیو این ضایعات بستگی دارد، به عنوان مثال، برای بعضی ضایعات دارای تشعشع اندک، ذخیرهسازی به مدت چند ساعت، چند روز یا چند ماه کافی است اما ضایعات دارای تشعشعات سطح بالا، گاه لازم است تا چندین صد سال، ذخیره شوند.
روزنامه واشنگتن پست در دوم ژانویه ۲۰۰۴ گزارش داد حدود دو سوم ضایعات هستهای دارای تشعشات بالای آمریکا در سایت هستهای «هنفورد»ذخیره شدهاند. سایت هستهای «هنفورد»، یک مجموعه تولید تسلیحات هستهای در ایالت واشنگتن بود که در خلال جنگ سرد، پلوتونیوم لازم برای اکثر ۶۰ هزار تسلیحات اتمی موجود در زرادخانه اتمی آمریکا را تامین میکرد. در خلال این دوران بسیاری از اقدامات امنیتی و اقدامات دفعی اولیه نامناسب بودند و اسناد به دست آمده از دولت آمریکا تایید کرده اند که عملیات انجام شده در سایت هستهای «هنفورد»موجب نشت مقادیر قابلتوجهی مواد رادیواکتیو به رودخانه کلمبیا و هوا شدند؛ این اقدام سلامت ساکنان و موجودات زنده این مناطق را به خطر انداخت.
پس از پایان جنگ سرد، فعالیت رآکتورهای تولید تسلیحات هستهای متوقف شده بود، اما چندین دهه تولید سلاحهای هستهای باعث شده بود: ۲۰۰ هزار متر مکعب ضایعات هستهای مایع با تشعشعات بالای رادیواکتیو تولید شود؛ ۷۱۰ هزار متر مکعب ضایعات جامد رادیواکتیو، که بیشتر آن دفن شدند، بر جای بماند و ۲۰۰ متر مربع آب آلوده به مواد رادیواکتیو در زیر این سایت به جا بماند که ممکن بود هر آن به داخل رودخانه کلمبیا، نشت کند؛
منابع:
الف)- وزارت انرژی آمریکا
ب) روزنامه واشنگتن پست
۳۱ـ خوشبینانهترین تخمین وزارت انرژی آمریکا برای ترمیم بخشی از آسیبهای محیطی ایجاد شده توسط برنامه هستهای آمریکا:۲۲۷ میلیارد دلار
بر اساس خوشبینانهترین پیشبینیها، آمریکا باید از سال ۱۹۹۷ تا ۷۵ سال آینده حداقل ۲۲۷ میلیارد دلار برای ترمیم بخشی از آسیبهای رسیده به محیط و دفع ضایعات رادیوکتیو ایجاد شده از برنامه هستهای آمریکا هزینه کند. در بعضی از برآوردها، رقمی معادل ۱ تریلیون دلار نیز پیشنهاد شده است.
منابع:
الف) وزارت انرژی آمریک
ا
ب) «موسسه تحقیقات انرژی و محیط زیست»
چند آمار جالب بر اساس اسناد فوق محرمانه «طرح عملیات منفرد و یکپارچه»: (موارد ۳۲ تا ۳۴)
طرح عملیاتی منفرد و یکپارچه ارتش آمریکا (SIOP)، طرح کلّی آمریکا برای جنگ هستهای از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۰۳ بود. این طرح، چندین گزینه هدفگذاری در اختیار رئیس جمهور آمریکا قرار میداد و برنامههای راهاندازی تسلیحات هستهای آمریکا و سکوهای پرتاب این سلاحها را مشخص میکرد. این برنامه، جزو اسناد فوق سری آمریکا و جزو محرمانهترین و حساسترین موضوعات مطرح شده در سیاست امنیت ملی آمریکا بود (و هست) که طبق قانون آزادی اطلاعات، برای مدتی غیر محرمانه اعلام شد، اما تحت تاثیر جنجالهای رسانهای، دولت آمریکا مجبور شد مجددا آن را محرمانه اعلام کند. سایت «آرشیو اسناد امنیت ملی» (موسسه تحقیقاتی مستقل و غیر دولتی دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا که به گردآوری و انتشار اسناد محرمانهای میپردازد که به هر دلیلی از حالت محرمانه خارج شدهاند) در گزارش مفصلی به تاریخ ۲۳ نوامبر ۲۰۰۵، در مورد این اسناد مینویسد: "با آنکه جنبههای بسیار زیای از این برنامه برای عموم آشکار شد، اما دولت آمریکا با محرمانه اعلام کردن مجدد آن ( در حال حاضرنیز اسناد این طرح جزو اطلاعات طبقه بندی شده آمریکا محسوب میشود) باعث شد جزئیات زیادی از این برنامه همچنان در هالهای از ابهام باقی بماند."
علت نامگذاری این برنامه به "طرح منفرد و یکپارچه" آن بود که قرار بود در آن قابلیت های تسلیحات استراتژیک سه گانه (تریاد) هستهای (منظور سه گونه تسلیحات استراتژیک هستند که قادر به حمل سلاحهای هستهای میباشند؛ این سه تسلیحات عبارتند از: در بعد دریایی، زیردریاییهای هستهای مجهز به موشکهای قارهپیمای هستهای؛ در بعد هوایی، بمبافکنهای استراتژیک؛ در بعد زمینی، موشکهای میان برد و دور برد یا قاره پیمای هستهای) با یکدیگر یکپارچه شده و برای جنگ هستهای مورد استفاده قرار گیرند.
تدوین اولین « طرح عملیات یکپارچه»، با عنوان SIOP-62 در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۹۶۰ به پایان رسید. این طرح تا فوریه سال ۲۰۰۳، هر سال بهروز میشد تا اینکه در این سال، «طرح عملیات متعدد 8044» (OPLAN) جایگزین آن شد (توضیح در مورد این برنامه از حوصله این بحث خارج است). این طرح نیز در دسامبر ۲۰۰۸ و تحت ریاست جمهوری باراک اوباما با برنامه جدید جنگ هستهای آمریکا عوض شد؛ نام جدیدترین برنامه جنگ هستهای آمریکا، OPLAN 8010 یا «بازدارندگی استراتژیک و حمله جهانی» است که طبق نظر "کریستنسن" (۲۰۱۱)، مدیر بخش اطلاعرسانی هستهای در بنیاد دانشمندان آمریکا، نام آن، دو هدف عمده این برنامه را آشکار میکند: " بازدارندگی استراتژیک" (یعنی بازدارندگی با تسلیحات استراتژیک هستهای) و "راه اندازی حملاتی در سطح جهان".
اسناد مربوط به برنامههای هستهای جدیدتر آمریکا، بعد از «طرح عملیات منفرد و یکپارچه»، هنوز حالت فوق محرمانه دارند و اطلاعات چندانی از آنها در دست نیست (البته مدیر بخش اطلاعرسانی هستهای در بنیاد دانشمندان آمریکا، در سال ۲۰۱۱ گزارش تفصیلی مفصل و دقیقی از برنامههای هستهای دولت باراک اوباما نوشته است که در شمارههای آینده منشر خواهد شد)؛ اما از «طرح عملیات منفرد و یکپارچه»، اسناد زیادی به جا مانده و بر اساس آن تحلیلهای جالبی از فاجعههای انسانیای که احتمال داشت آمریکا در صورت وقوع جنگ هستهای به بار آورد، انجام شدهاند. به عنوان مثال، «شورای دفاعی منابع طبیعی» آمریکا، با استفاده از اسناد منتشر شدهی «طرح عملیات منفرد و یکپارچه» و با به کارگیری نرم افزارهای رایانهای، جنگ اتمی بین آمریکا و شوروی را شبیهسازی کرد و با انتشار گزارشی بسیار جالب و دقیق در ژوان ۲۰۰۱، اطلاعات بسیار جالبی در مورد خسارتها و تلفاتی که ممکن بود تحت این برنامه هستهای آمریکا پدید آید، فراهم آورد. البته چنانکه در این گزارش نوشته شده است، آمار و ارقام ارائه شده، بسیار از آنچه در حالت واقعی پدید میآمد، خوشبینانهتر در نظر گرفته شده اند. در ابتدای این گزارش آمده است: "مطالعه این گزارش میتواند اطلاعات مفیدی در مورد اینکه دولت آمریکا در تدوین «طرح عملیات منفرد و یکپارچه» تا چه اندازه نسبت به مسائل انسانی و کشتار انسانهای بیگناه، بیتوجه بوده است، فراهم آورد." اطلاعاتی که در زیر در قسمتهای ۴۲ تا ۴۴ آورده شدهاند، از این گزارش اقتباس شده اند:
۳۲- دوز تشعشع هستهای دریافتی ساکنان مسکو، در صورت استفاده آمریکا از تسلیحات هستهای طبق «طرح عملیات منفرد و یکپارچه»: طبق محاسبات شورای دفاعی منابع طبیعی،در صورتی که امریکا طبق آنچه در «طرح عملیات منفرد و یکپارچه» آورده بود به شوروی و بلوک شرق حمله میکرد، ساکنان "مسکو" در معرض ۱۰۰۰ رِم (rem) تشعشع قرار میگرفتند. قرار گرفتن در معرض ۱۰۰ رِم تشعشع، فرد را دچار مسمومیت پرتویی میکند.
۳۳- پیشبینی مساحت زمین آلوده شده بعد از گرد و غبار اتمی ناشی از انفجار بمب هستهای تحت «طرح عملیات منفرد و یکپارچه»:
در صورتی که آمریکا در جنگ هستهای طبق طرح مورد نظر از بمب هستهای استفاده میکرد، حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر مربع زمین تحت تاثیر این انفجار آلوده میشد و احتمال مرگ در میان افراد بیخانمان را تا ۵۰ درصد افزایش میداد.
۳۴- پیشبینی میزان تلفات انسانی ناشی از انفجار بمب هستهای، تحت «طرح عملیات منفرد و یکپارچه»:
با استفاده از معیارهای دو قسمت قبل، در صورتی که چنین حملهای محقق میشد، ۷/۱۹ میلیون نفر انسان صدمه میدیدند که احتمالا ۱۶ میلیون نفر از آنها میمردند.
منبع موارد۳۲-۳۴: گزارش «برنامه جنگ هستهای آمریکا» منتشر شده توسط «شورای دفاعی منابع طبیعی»، ژوان ۲۰۰۱
۳۵- هزینههای ناشی از سانحه 17 ژانویه 1966 در «پالومارس» در اسپانیا، (شامل هزینههای مربوط به انفجار دو هواپیما، هزینههای انجام عملیات گشت و جستجوی وسیع و هزینههایی که آمریکا برای دفع مواد رادیواکتیو صرف کرد): ۲۶۱ میلیون دلار (بر حسب دلارهای سال۲۰۱۱)؛
سانحه سقوط هواپیما در پالومارس اسپانیا، اتفاقی بود که در ۱۷ ژانویه ۱۹۶۶ به وقوع پیوست؛ طی این سانحه، یک هواپیمای بمبافکن B-52G هنگام سوختگیری در حین پرواز، با یک هواپیمای سوخترسان KC-135 برخورد کرد. هر دو هواپیما منفجر شدند و ۱۵۱ هزار سوخت جت موجود در هواپیمای سوخترسان منفجر شده و موجب مرگ هر چهار سرنشین هواپیمای سوخترسان شد. چهار نفر از هفت سرنشین هواپیمای B-52G توانستند با چتر نجات سالم به زمین فرود بیایند و سه نفر دیگر آن کشته شدند. بمبافکن B-52G هنگام سانحه در حال حمل ۴ بمب هیدروژنی B28 بود ( نوعی بمب هیدورژنی با قدرت انفجاری معادل با ۷۰ کیلو تن تا ۴۵/۱ مگاتن)؛ از این ۴ بمب، ۳ بمب آن در حوالی روستای «پالومارس» که یک روستای فقیر کشاورزی بود، فرود آمد و یکی از آنها در دریا غرق شد و تقریبا تا سه ماه خبری از آن نبود تا اینکه در این تاریخ بمب مورد نظر در عمق ۸۶۹ متری آب، پیدا شد. از سه بمبی که در حوالی روستای مذکور فرود آمده بودند، دو بمب به خاطر وجود مواد منفجره زیاد در آن، منفجر شده و گودالهایی به عمق ۸/۱ تا ۳ متر ایجاد کردند. این انفجار باعث شد پلوتونیوم و گرد و غبارهای هستهای دیگر در شعاعی به فاصله ۹۱ تا ۴۵۷ متر از منطقه اثر بمب پراکنده شوند (بمب سوم به صورت تقریبا سالم در یک بستر رودخانهای کشف شد.)
برای مدت سه ماه بعد از این انفجار، ۱۷۰۰ نفر از پرسنل نظامی آمریکا و اسپانیا مشغول انجام عملیات پاکسازی در منطقه مورد نظر بودند. طبق برآورد، ۱۴۰۰ تُن از خاکها و پوششهای گیاهی آلوده شده به مواد رادیواکتیو حفاری شده و به منظور انجام اقدامات دفع، به آمریکا فرستاده شدند؛ محصولات گوجه این منطقه نیز زیر زمین دفع شده و یا سوزانده شدند. در تمام مدت انجام این اقدامات، پرسنل آمریکایی لباسهای محافظ پوشیده و در مورد آنها بررسیهای ایمنی از لحاظ پرتوهای رادیواکتیو انجام میشد؛ اما این اقدامات برای نیروهای اسپانیایی انجام نشد؛
در تحقیقی که به طور مشترک توسط آژانس دفاع هستهای آمریکا و وزارت انرژی اسپانیا انجام شد، عنوان شد در اثر انفجار این دو بمب حداقل ۵۹/۲ کیلومتر مربع از محصولات، مزارع و زمینهای روستای مورد نظر آلوده شده بودند؛ اما بعد از این تحقیق، وزش باد موجب شد گرد و غبارهای پلوتونیوم به اطراف پراکنده شوند و در گزارش بعدی آژانس دفاع هستهای آمریکا اظهار شد " به علت وجود عواملی از این دست، به هیچ عنوان نمیتوان میزان واقعی انتشار گرد و غبارهای مضر هستهای را برآورد کرد."
بعد از انجام اقدامات پاکسازی، آژانس دفاع هستهای آمریکا و وزارت انرژی اسپانیا یک برنامه نظارت بر روستائیان و سرزمینهای آنها ترتیب دادند؛ در این برنامه، آژانس دفاع هستهای آمریکا منابع مالی لازم را فراهم میکرد و وزارت انرژی اسپانیا، تحقیقات لازم را انجام میداد؛ در نوامبر ۱۹۷۱، نتایج تحقیقات نشان داد از میان روستائیان، تنها برای ۱۰۰ نفر (که ۶ درصد از کل جمعیت روستای مورد نظر را تشکیل می دادند) آزمایشهای ادرار و ریه انجام شده بود و نتایج آزمایشهای ۲۹ نفر از این ۱۰۰ نفر، آنها را مبتلا به امراض ریوی نشان داده بود.
طرح نظارت مورد نظر حداقل تا سال ۱۹۸۶ ادامه یافت. در سال ۱۹۸۵، همزمان با رسیدن «آنتونی فلورس» به سمت شهردار روستای «پالومارس» (فردی که در کودکی واقعه مورد نظر را به چشم دیده بود)، بالاخره به روستائیانی که تحت بررسی قرار گرفته بودند اجازه داده شد به سوابق پزشکیشان دسترسی پیدا کنند؛ دولت آمریکا پیش از آن با اعمال فشار مانع از آن شده بود که روستائیان از سوابق پزشکیشان آگاهی پیدا کنند. هزینه این برنامه نظارتی که بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۸۶ با حمایت مالی آژانس دفاع هستهای آمریکا انجام شد، در کل حدود ۵ میلیون دلار شد. هزینه کل این سانحه ـ بدون در نظر گرفتن هزینه هواپیماهای از بین رفته، اما با در نظر گرفتن هزینههای مربوط به جستجو و پاکسازی منطقه و هزینههای مربوط به حل و فصل بیش از ۵۰۰ شکایت مطرح شده از سوی روستائیان ساکن «پالومارس») به رقمی بالغ بر ۱۲۰ میلیون دلار رسید.
منبع: مرکز اطلاعات دفاعی آمریکا
۳۶- هزینههای صرفشده آمریکا برای اقدامات پاکسازی هستهای در «پروژه ذوب یخ»: ۵/۱۳ میلیون دلار (بر حسب دلارهای سال ۲۰۱۱)
تنها دو سال بعد از سانحه روستای «پالومارس» (به مورد قبل رجوع کنید)، در ۲۱ ژانویه ۱۹۶۸ یک هواپیمای بمبافکن B-52G، به خاطر آتشسوزی در کابین هواپیما، در دریای یخ نزدیک به پایگاه هوایی «تول» (شرقیترین پایگاه نیروی هوایی آمریکا) در گرینلند سقوط کرد و سبب ایجاد آلودگی هستهای در منطقه وسیعی شد. در اثر سقوط هواپیما، ۱۳۲ هزار و ۵۰۰ لیتر سوخت جت موجود در این هواپیما و تمام مواد منفجره موجود در ۴ بمبی که حمل میکرد، منفجر شدند؛ در اثر این انفجار، مواد هستهای مضری از قبیل پلوتونیوم، اورانیوم و تریتیوم، همراه با لاشه هواپیما، در محوطهای به مساحت ۳۰۵ تا ۶۱۰ متر به مدت ۲۰ دقیقه سوختند. گرمای این آتش باعث شد یخ منطقه آب شود؛ منطقه مورد نظر بعدا در حالی که هنوز گرد و غبارهای هستهای را در خود داشت، به حالت جامد درآمد.
برای مقابله با اثرات مضر این سانحه، یک اقدام پاکسازی گسترده موسوم به «پروژه ذوب یخ» با مشارکت بیش از ۷۰۰ نیروی نظامی آمریکا و کارگران عادی دانمارک آغاز شد؛ با اینکه شرایط برای کار تقریبا غیر ممکن بود ـ به عنوان مثال عملیات پاکسازی تا پایان ماه فوریه در شرایط کاملا تاریک انجام میشد، سرعت وزش باد نزدیک به ۱۳۷ کیلومتر در ساعت بود، دمای هوا ۲۸ تا ۷۰ درجه زیر صفر بود و کارگران موظف شده بودند تا پیش از آغاز گرمای بهار عملیات اکتشاف را به پایان برسانند ـ اما ظرف مدت ۸ ماه از آغاز ین سانحه نزذیک به ۱۰ هزار و ۵۰۰ تن از برفها و یخهای آلوده در بشکههایی جمعآوری و برای انجام اقدامات دفعی به آمریکا فرستاده شدند. قرار شد بر اساس این نظر که حجم بالای آب میتواند میزان مواد هستهای را رقیق کرده و به سطحی ایمن برساند، با باقیمانده ضایعات کاری نداشته باشند.
بعد از گذشت ۲۰ سال از این سانحه، نزدیک به ۵۰۰ نفر از کارگران دانمارکی، نشانههای بیماریهای مزمنی از قبیل سرطان و نازایی نشان دادند که متخصصان آن را با کار در پروژه ذوب یخ مرتبط دانستند. در سالهای بعد همسر فردی که مدیریت کارگران دانمارکی را به عهده داشت گزارشی تهیه کرده و بر اساس آن اعلام کرد اکثر افراد شاغل در این پروژه، نشانههای بیماریهای مزمن را داشتند و ۹۸ نفر به سرطان مبتلا شده بودند. نخستوزیر دانمارک درماه دسامبر ۱۹۸۶ اعلام کرد کسانی که در این پروژه اشتغال داشتهاند توسط متخصصان رادیولوژی مورد آزمایش قرار میگیرند. ۱۱ ماه بعد «مرکز همهگیر شناسی سرطان» در دانمارک اعلام کرد افراد شاغل در پروژه ذوب یخ ۵۰ درصد بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به سرطان قرار داشتند.
در اواخر سال ۱۹۸۷، نزدیک ۲۰۰ نفر از کارگران دانمارکی، با استناد به قانون «شکایات نظامی خارجی» به خاطر آسیبهای ناشی از اشتغال در پروژه ذوب یخ از آمریکا شکایت کردند. نیروی هوایی آمریکا این شکایت را مردود دانست، اما پیگیریهای انجام شده اسناد محرمانه زیادی را رو کردند: در حالی که نیروهای نظامی نیروی هوایی آمریکا که همراه با کارگران دانمارکی در پروژه ذوب یخ کار میکردند و حتی گاها بیشتر از آنها در معرض مواد هسته ای قرار گرفته بودند، در آنها نشانههای مشاهده شده در میان کارگران دانمارکی مشاهده نشد.
منبع: پروژه مطالعات هستهای آمریکا