اخبار ویژه روزنامه های 17آذر 88
کیهان
آقايان منزل تشريف داشتند... (خبر ويژه)
آشوبگري هاي پراكنده پياده نظام آمريكا در ايران روز گذشته در حالي انجام شد كه هيچ كدام از سران فتنه جرئت حضور در جمع دوستان خود را نيافتند.
از چند هفته پيش تمامي رسانه هاي وابسته به سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس از جمله بي بي سي فارسي و تلويزيون صداي آمريكا تمام ظرفيت هاي خود را بر تحريك مردم در جهت حمايت از جريان فتنه به كار گرفته بودند اما حوادث 16 آذر امسال نشان داد نه فقط مردم ايران اعتنايي به اين تبليغات نكردند بلكه سران فتنه هم آرام آرام در حال تكاپو براي يافتن كنج عافيت- بخوانيد سوراخ هاي موش- هستند.
ميرحسين موسوي كه غروب روز 15 آذر با صدور بيانيه اي از مردم خواسته بود در روز 16 آذر به «جنبش سبز»(!؟) بپيوندند ديروز ترجيح داد در خانه بنشيند و براي همراهي با تعداد اندك آشوبگران حتي يك قدم هم برندارد. برخي از اطرافيان جريان فتنه طي روزهاي اخير به شدت به موسوي اعتراض كرده بودند كه چرا در روز 13 آبان حتي سرش را از پنجره هايي كه در آن اقامت داشت بيرون نياورده است!
ديروز از مهدي كروبي هم كه طي هفته هاي گذشته سعي كرده بود چهره يك شعبان بي مخ كامل را از خود به نمايش بگذارد، نشاني نبود. گزارش هاي رسيده به خبرنگاران كيهان حاكي از آن است كه درون خانواده كروبي درباره حضور يا عدم حضور او در آشوب هاي 16 آذر اختلاف وجود داشته و وي نهايتاً به اين نتيجه رسيده كه در خانه ماندن بهتر از هر كار ديگري است. كروبي اخيراً در برخي ملاقات هاي خود از اين موضوع كه خاتمي و موسوي او را گوشت دم توپ كرده اند و او را براي حضور در خيابان تحريك مي كنند بي آنكه خود انگيزه اي براي اين كار داشته باشند، شديداً گله كرده بود.
محمد خاتمي هم كه از يكي دو روز قبل به برخي اطرافيان خود گفته بود در مراسم روز 16 آذر شركت نخواهد كرد، با به نمايش گذاشتن اوج فرصت طلبي ديروز در هيچ تجمعي حاضر نشد. خاتمي اخيراً تاكيد كرده است كه 16 آذر به ما ربطي ندارد و بيشتر در پي آن است كه رفتارهاي خائنانه خود در ايام انتخابات را رفع و رجوع كند.
در مجموع به نظر مي رسد عدم حضور سران فتنه در تجمعات روز 16 آذر اولا نشان دهنده آن است كه اين افراد به رويگرداني مردم از خود باور قطعي پيدا كرده اند و ثانياً ترجيح مي دهند با به ميدان كشاندن برخي جوانان دانشجو و امثال آنها خود از پرداخت هرگونه هزينه اي اجتناب كنند.
عطاء ا... مهاجراني: كمك گرفتن از آمريكا و اسرائيل چه عيبي دارد؟! (خبر ويژه)
شبكه راه اندازي شده از سوي عطاء ا... مهاجراني و محسن كديور علناً از وابستگي مدعيان آزاديخواهي و اصلاح طلبي به قدرت هاي غربي و ارتزاق از سوي آنها حمايت كرد.
«جرس» كه توسط شبكه اي شامل مهاجراني، كديور، عبدالعلي بازرگان، برادران صدر و چند روزنامه نگار زنجيره اي راه اندازي شده، درباره «رابطه اپوزيسيون با دولت هاي غربي و آمريكا» نوشت: يكي از بحث انگيزترين مسائل، رابطه فعالان سياسي با دولت هاي غربي به ويژه آمريكاست. پس از ديدار فعالان سياسي با مقامات كشورهاي غربي، موج اعتراضات و شماتت ها برمي خيزد اما به دليل واقعيت هاي سياسي، اين ديدارها ادامه يافته و اتهامات نيز مانع رشد اين روابط نشده است.
محمد-ب از عناصر ضدانقلاب مقيم واشنگتن كه مدعي گرايش به فعاليت هاي ملي- مذهبي است اما از عناصر وابسته به محافل دولتي در آمريكا محسوب مي شود، در اين مقاله معطوف به «عادي سازي نوكري آمريكا» ادامه مي دهد: فعالان سياسي خارج از كشور دو طيف هستند. طيف اول جماعتي آرمانگرا هستند بي آنكه به قدرت عملي و سياست واقعي براي جانشيني حكومت بيانديشند. در نگاه آنها هرگونه تماس با دولت هاي خارجي مطرود بود. اين جو چنان حاكم بود كه سلطنت طلب ها و بازماندگان حكومت پيشين را يكسره نوكر دول بيگانه مي خواندند. طيف دوم دو دسته اند، يكي دولتمردان و وابستگان به حكومت پهلوي كه از همان روزهاي اول انقلاب از كشور خارج شدند ديگري، اصلاح طلباني كه اواخر دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي ترك وطن كردند و بيشتر در آمريكا سكني گزيدند. طيف دوم برخلاف طيف اول عملگرا و واقع بين بودند لذا به جاي قهر با قدرت هاي بيگانه به دنبال رابطه با آنها هستند و صد البته اين لزوماً به معناي خود فروشي نيست... اين طيف نه تنها مراوده با دولت ها را راه سياست عملي مي داند بلكه مي خواهد از اين طريق زندگي اش را هم تامين كند ]![ لذا اينان با آمدن به خارج، در صداي آمريكا يا تينك تانك ها (مخازن فكري) مشغول كار شدند يا براي طرحي بودجه اي مي گيرند و بعد هم چون مي خواهند به كنفرانس هاي مختلف بروند، مخارج سفرهايشان بايد تامين شود. در حالي كه عمده فعالان سياسي طيف اول با كارهاي شخصي امرار معاش مي كرده و مي كنند از رانندگي تاكسي و كار در رستوران تا كارمند يك مؤسسه فني يا تجاري بودن تا تدريس در دانشگاه ها. عموماً در اين سفرها در منزل يكي از ميزبانان اتراق مي كنند.
اين همكار سايت جرس اضافه مي كند: درجه تمايل و همكاري با دول غربي نيز متفاوت است. برخي همه تكيه عملشان اين روابط است و به شدت به دنبال برقراري رابطه با مقامات غربي بويژه دولتمردان آمريكا هستند و از آنجا كه همه اميدشان به امكاناتي است كه اين دولتمردان در اختيارشان مي گذارند، لذا هر دري را مي كوبند و معمولاً بهترين رابطه را با نومحافظه كاران و اسرائيلي ها دارند. اين افراد ميزان موفقيت خود را با درجه نزديك شدن به دول غربي و مورد توجه و مشاوره قرار گرفتن آنان مي سنجند، اما برخي از افراد طيف دوم با احتياط و با حفظ استقلال نسبي ممكن با اين مقامات رابطه برقرار مي كنند و مي كوشند كه كارگزار دول غربي نشوند و چون نمي خواهند انگ همكاري با دول غربي، بويژه آمريكا را بخورند، تا حد ممكن از افشاي اين ديدارها پرهيز مي كنند.]![ بيشتر افراد طيف دوم بر آن هستند كه در عصر جهاني شدن روابط تعريف شناخته شده پيشين از استقلال سنتي، ناكارا و غيرواقعي است]![
وي در پايان نتيجه گرفت: «گويي دو راه بيشتر در پيش روي فعالان سياسي نمانده است يا پاك و آرمانگرا اما كم تأثير بر سياست هاي عملي باشند يا كارگزاري دول غربي كه از لوازم آن مراعات خواسته هاي آنان است كه به هر حال دولتيان به هيچ كسي براي رضايت خدا كمك نمي كنند و اصل براي آنان تامين منافع كشورشان است و به هر توصيه و ارائه راهي از آن زاويه نگاه مي كنند از جمله در آمريكا لابي اسرائيل نقش مهمي در قبول و رد اين افراد دارد و مي كوشد نگذارد كساني كه با سياست هاي بنياني آن در تضاد هستند بال و پر بگشايند و به كنفرانس ها دعوت شوند.»
گفتني است طيفي از مدعيان اصلاح طلبي پس از در پيش گرفتن انواع افراط گري ها و بازي در پروژه هاي دشمن به خارج از كشور رفته اند و در كشورهاي آمريكا و انگليس و... اقامت گزيدند و علناً تحت حمايت دولت هاي استكباري قرار گرفتند كه عناصري نظير مهاجراني، كديور، موسوي خوئيني، حقيقت جو، افشاري، نبوي، گنجي، مخملباف و... از آن جمله اند.
سايت جرس چند روز پيش هم در مقاله اي جنگ رواني سعودي- صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي در قالب ايران هراسي و شيعه هراسي را مورد حمايت قرار داده و نسبت به نفوذ كشورمان در منطقه ابراز نگراني كرده بود!
گفتني است كه پيش از اين ارتباط برخي از عوامل دست اندركار نشريات موهن دانشگاه امير كبير با سازمان منافقين افشا شده بود.
بوستون گلوب: تحريم ايران يعني بي اعتباري و دردسر براي اوباما (خبر ويژه)
اظهارات مقامات آمريكايي مبني بر اينكه راهبرد كاخ سفيد به مسير فشار عليه ايران تغيير مي كند، با ترديد و انتقاد گسترده در رسانه هاي اين كشور مواجه شد.
ايان كلي سخنگوي وزارت خارجه آمريكا چند روز پيش گفته بود واشنگتن رويكرد خود را به تدريج به مسير فشار عليه ايران تغيير مي دهد.
هيلاري كلينتون وزيرخارجه نيز در گفت وگو با راديو آمريكايي ام پي آر مدعي شده بود «آمريكا درصدد است وارد فاز تازه اي در رفتار با ايران شود و اعمال تحريم هاي بيشتر عليه ايران را سرعت بخشد. ما اكنون به گزينه تنبيه بيشتر به جاي تشويق روي مي آوريم.
اما در واكنش به اين مواضع كه در واقع ادامه سياست هاي به بن بست رسيده دولت بوش با وجود ادعاي تغيير است، روزنامه آمريكايي بوستون گلوب تاييد كرد: قطع رابطه با ايران بر سر مسئله اتمي كار آساني نيست بلكه مشكل تر از آن است كه بشود تصور كرد. اگر قرار باشد اوباما كه دنبال دردسر نيست بي اعتبار شود، همانا راه آن در تحريم ايران است. با دور جديد تحريم ها، بازداشتن ايران از اجراي برنامه اتمي و توليد سلاح هسته اي، سخت تر مي شود.
مجله فارين پاليسي هم در تحليل مواضع اخير دولت آمريكا، آن را بازگشت به سياست هاي بوش توصيف كرد و نوشت: رئيس جمهور وقت آمريكا، آژانس بين المللي انرژي اتمي را وادار كرد پرونده ايران را به شوراي امنيت بفرستد و در پي آن، تحريم هايي اعمال شد اما اين تحريم ها آن طور كه بوش آرزو داشت، چندان فلج كننده هم نبود و ايران به گسترش زيرساخت هاي هسته اي خود ادامه داد. متاسفانه اوباما تصميم گرفته اين داستان تأسف بار را تكرار كند. ايران در واكنش به قطعنامه شوراي حكام، اعلام كرد همكاري با آژانس را كاهش مي دهد و 10 مجموعه جديد غني سازي را نيز تاسيس مي كند. اين تحولات يكبار ديگر نشانگر بيهودگي و در عين حال نقش مخرب تحريم ها و تلاش براي محدود كردن غني سازي است.
فارين پاليسي در عين حال اذعان كرد كه برنامه هسته اي نظامي اسرائيل چالشي جدي در راه ديپلماسي ناكام اوباما عليه جمهوري اسلامي است.
از سوي ديگر بي بي سي انگليس از قول صادق زيباكلام اعلام كرد: تجربه 3 دهه گذشته نشان داده كه فشار عليه ايران، عملاً هيچ حاصلي به بار نياورده است و جاي تعجب مي باشد كه آمريكايي ها مجدداً مي خواهند به سوي استراتژي فشار بروند. رويكردي كه اوباما در طول يك سال گذشته نشان داده بود، مي توانست نتيجه بخش تر باشد تا رويكرد فشار، به دليل اينكه فشار ما را به شرايط قبل از رياست جمهوري اوباما برمي گرداند. آمريكايي ها تصور مي كنند با توجه به مسائل بعد از انتخابات در ايران، حكومت در وضعيتي نيست كه بتواند فشار را تحمل كند اما گمان نمي كنم با وجود مسائل مذكور، فشار باعث تسليم تهران شود.
قاچاق و سلاخي 25 هزار كودك بيگناه هديه ويژه دولت نارنجي به رژيم صهيونيستي (خبر ويژه)
طي 2 سال گذشته، 25 هزار كودك اوكرايني به فلسطين اشغالي قاچاق شده اند تا اعضاي بدن آنها توسط رژيم صهيونيستي مورد استفاده قرار گيرد.
اين خبر چند ماه پس از افشاگري مطبوعات سوئدي مبني بر جنايات رژيم صهيونيستي عليه پيكرهاي مردم و كودكان فلسطيني و تجارت اعضاي بدن آنها منتشر شد و باعث اعتراض هاي گسترده در اوكراين شد. سفارت رژيم صهيونيستي در كيف اوكراين، هفته گذشته شاهد تجمع و اعتراض وسيع مردم به اقدام جنايتكارانه صهيونيست ها در خروج 25 هزار كودك اوكرايني و تجارت اعضاي بدن آنها بود. معترضان اوكرايني شعار مي دادند اينجا غزه نيست اما حاكمان اسرائيل سعي دارند كنترل اوكراين را به دست بگيرند.
رسانه ها و مقامات رژيم صهيونيستي در واكنش به اين خبر تكان دهنده، تنها مدعي شده اند كه اين موج تازه اي از يهودي ستيزي است و از سوئد به اوكراين سرايت كرده است.
خبر ترانزيت 25 هزار كودك اوكرايني به سرزمين هاي اشغالي فلسطين طي 2 سال اخير، توسط يك نويسنده و پروفسور اوكرايني و در كنفرانسي كه چند روز قبل در اوكراين برگزار شد، منتشر شد. ويچسلاو گودوين استاد فلسفه و نويسنده اوكرايني مي گويد اين كودكان به اسرائيل برده شدند تا اعضاي آنها به عنوان قطعات يدكي استفاده شود. اين يك نسل كشي آشكار است.
روي كارآمدن دولت نارنجي در اوكراين پس از كودتاي مخملين آمريكا، باعث گسترش نفوذ رژيم صهيونيستي و آمريكا در اين كشور شده است. آمريكايي ها نيز در اين مدت دست به كار غارت معادن اورانيوم اوكراين با ثمن بخس بوده اند.
سردبير فراري سايت مشاركت دوستان خود را شرمنده كرد (خبر ويژه)
فرزند فراري يك عنصر فراكسيون مشاركت در مجلس ششم، به خاطر خوش خدمتي هايش به دستگاه هاي اطلاعاتي غرب، از رئيس مجلس آلمان جايزه گرفت. حنيف مزروعي كه ماه هاست فراري است تا چند هفته پيش سايت رسمي حزب مشاركت (نوروز) را اداره مي كرد و با هدايت عناصر خارجي، پروژه كشته سازي و رساندن آمار قربانيان آشوب هاي خياباني تا مرز «72 تن» را برعهده داشت.
نامبرده جايزه مذكور را با حضور در برلين دريافت كرد طرف آلماني مدعي شد اين جايزه را به خاطر حقوق بشر به مزروعي مي دهد.
اقدامات رسواي حنيف مزروعي در كشته سازي جعلي كه با تكذيب هاي مكرر كشته هاي دروغين - كساني نظير سعيده پورآقايي، ترانه موسوي، احمد كارگرنجاتي، محسن ايماني و ... - همراه بود، باعث اعتراض هاي شديد در ميان طيفي از اصلاح طلبان قرار گرفت و حتي كروبي با همه تندروي هايش اعلام كرد برخي از شايعات مذكور دروغين و ساختگي بوده و او ديگر آن ادعاها را مطرح نمي كند، پس از اين اتفاقات، مزروعي اعلام كرد ديگر سردبيري سايت نوروز را برعهده نخواهد داشت. وي همچنين از جمله عناصري بود كه با وجود بازداشت بودن دبيركل، قائم مقام دبيركل و بسياري از اعضاي اصلي حزب مشاركت، بيانيه هاي تند به نام جعل و در سايت منتشر مي كرد.
نامبرده به خاطر همه اين خدمات صادقانه! به ناتوي فرهنگي در جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي توانست جايزه ياد شده را دريافت كند. اما رسوايي مذكور به حدي بود كه حتي سايت نوروز نيز ترجيح داد خبر آن را سانسور و منتشر نكند.
برلين به يكي از چند بارانداز نيابتي سازمان «سيا» در اروپا تبديل شده و بخشي از استخدام و به كارگيري عناصر ضد انقلاب توسط سازمان جاسوسي آمريكا در اين شهر انجام مي شود. برلين 9 سال پيش نيز ميزبان كنفرانسي براي هماهنگي بيشتر ميان عناصر ضد انقلاب از سوي بنياد هاينريش بل بود و عناصري نظير گنجي، كديور، كار، دولت آبادي، اشكوري و... در آن شركت جستند.
رضا خاتمي و مصطفي تاج زاده از جمله كساني بودند كه در زمان دولت اصلاحات و مجلس ششم، به ارتباط گيري و مذاكره با سفير آلمان در تهران بر سر موضوعاتي چون انتخابات، پرونده هسته اي و ... پرداختند.
فرار دانشجوي مبارز با لباس زنانه! (خبر ويژه)
مجيد ت از عناصر اصلي آشوب هاي اخير دانشگاه اميركبير و خصوصا فتنه روز 16 آذر ديروز در حالي دستگير شد كه با يك پوشش زنانه كامل قصد ترك اين دانشگاه را داشت.
وي كه ديروز در هتاكي ها و آشوبگري هاي دانشگاه اميركبير نقش محوري داشت، غروب روز دوشنبه تلاش كرد با سركردن چادر و مقنعه و به دست گرفتن كيف زنانه از اين دانشگاه خارج شود كه توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شد.
مجيد ت از اعضاي سابق انجمن اسلامي غيرقانوني دانشگاه اميركبير است كه در جريان انتشار نشريان موهن دراين دانشگاه نيز نقش محوري داشت و مدير مسئولي نشريه «خط صفر» يكي از اين سه نشريه موهن را عهده دار بود. وي ديروز با انجام سخنراني هاي تحريك آميز و اهانت به مقام هاي نظام نقش اصلي را در ناآرامي ها دانشگاه اميركبير داشته است.
ایران
دیگه چه خبر؟
***خبر اول اين كه در پي انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از متفكران سال 2009 از سوي مجله امريكايي فارين پاليسي كه با اعتراض گسترده مجامع علمي و آكادميك در امريكا روبهرو شده بود، خانم «سوزان گلاسر» دبير اجرايي اين مجله توضيح داده: انتخاب زهرا رهنورد براساس معيارهاي علمي صورت نپذيرفته، بلكه انتخاب وي فقط براي كمك به مخالفان جمهوري اسلامي ايران و مطرح كردن نام آنها بوده است. سوزان گلاسر در مصاحبه با راديو فردا - متعلق به سازمان جاسوسي امريكا (سيا) - در پاسخ به اين پرسش مجامع علمي و آكادميك كه زهرا رهنورد چه ويژگي علمي دارد كه به عنوان يكي از متفكران سال 2009 انتخاب شده است؟ بيان داشته: مقصود ما از انتخاب زهرا رهنورد و معرفي او به عنوان يكي از متفكران سال 2009 اين نبود كه وي را واقعاً يك متفكر برجسته بدانيم، بلكه منظور ما اين بود كه موضوع جنبش سبز در ايران كه حركتي عليه نظام اسلامي اين كشور بوده است زنده بماند.
***خبر ديگر اين كه روابط عمومي وزارت اطلاعات اعلام كرده: يك باند زمينخواري كه با جعل اسناد دولتي مبادرت به اخذ اسناد به ظاهر قانوني براي اراضي دولتي ميكرد و درصدد معامله آنها بود، توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) در سازمان اطلاعات استان تهران شناسايي و شش نفر از اعضاي اصلي آن روانه زندان شدند. وزارت اطلاعات افزوده: متهمان ضمن تباني با برخي افراد ذينفوذ در دفاتر اسناد رسمي و بهرهگيري از شگردهاي مختلف و سندسازي قصد داشتند 232 هزار متر مربع از مرغوبترين اراضي شمال تهران به ارزش تقريبي 400 ميليارد تومان را به طور غيرقانوني تصرف و معامله كنند. براساس اين گزارش پرونده متهمان اين باند براي طي مراحل قانوني به دادسراي ويژه زمينخواري ارجاع و اقدامات تكميلي در جهت بازگرداندن اراضي مذكور به بيتالمال انجام شده است.
***شنيديم كه به دنبال آزادي موقت بسياري از چهرههاي متهم به آشوب طلبي و برپاكننده اغتشاشات پس از انتخابات، سازمان مجاهدين انقلاب به منظور جلوگيري از ريزش نيروها پروژه قهرمانسازي را كليد زد. در جريان نشست سعادت آباد، سران اين سازمان تصميم گرفتند به منظور جلوگيري از ريزش نيروها و فعالان آزاد شده پروژه قهرمانسازي و تجليل شايسته از افراد مذكور را در دستور كار خود قرار دهند. به همين منظور برنامه استقبال و ديدارهاي منظم و فشرده چهرههاي اصلاح طلب و جريانهاي سياسي نزديك به آن از افراد آزاد شده به اجرا گذاشته شده و ميزان بالاي ديد و بازديدهاي چند هفته اخير سران اصلاحات با اين افراد در همين راستا بوده است.
***با خبر شديم كه دولت تونس از سفر دکتر تیجانی اسلامشناس و پژوهشگر مسائل اسلامي به ایران برای شرکت در همایش بزرگ غدیر در مشهد جلوگیری کرد. دکتر تیجانی اسلامشناس شهیر جهان اسلام است که سالها پیش، پس از مطالعات گسترده درباره مذهب تشیع و تسنن، به شیعه گروید و کتاب معروف «آنگاه هدایت شدم» را نوشت. این کتاب بارها در ایران تجدید چاپ شده است. وی به عنوان یکی از معروفترین چهرههای جهان اسلام که متمایل به ایران است شناخته میشود. دولت تونس هیچ توضیحی درخصوص ممنوعالخروج کردن دکتر تیجانی نداده است. گفته میشود فشار سلفیهای تونس به مقامات این کشور در این رفتار دولت تونس بیتأثیر نبوده است.
*** خبر رسيده كه مطبوعات امريكا از 91 گاف امنیتی تیم حفاظتی رئیسجمهور امریکا از سال 1980 تاکنون خبر دادهاند.روزنامه واشنگتن پست نوشته: گزارشی که توسط تیم حفاظتی تهیه شده، نشان میدهد که امنیت پیرامون رئیسجمهور از سال 1980 تاکنون دستکم 91 بار نقض شده و در آن رخنه کردهاند.اين روزنامه افزوده: این گزارش که یک لیست کامل از شکستهای امنیتی اخیر تیم حفاظتی رئیسجمهور امریکا را شامل میشود، نشان میدهد که این اتفاقات شکافهای مهمی هستند که میتوانند برای ترور مورد بهرهبرداری قرار گیرند.کاخ سفید اخیراً میزبان ضیافت شامی بود که با حضور «باراک اوباما» رئیسجمهور امریکا و «مان موهان سینگ» نخستوزیر هند برگزار شد.در این مراسم یک زوج امریکایی بدون هیچگونه دعوت قبلی با عبور از بازرسیهای امنیتی کاخ سفید در این مراسم حضور پیدا کردند و حتی با اوباما دست دادند و با وی عکس گرفتند.
***دست آخر اين كه الیزابت دوم ملکه انگلیس به روزنامههای این کشور در خصوص انتشار اخبار و تصاویر از زندگی خانواده سلطنتی هشدار داده است. روزنامه فرانسوی لیبراسيون در این باره نوشته: ملکه انگلیس به روزنامههای انگلیسی اخطار کرد که از این پس نباید اخبار و تصاویری از زندگی خصوصی اعضای خانواده سلطنتی و دیگر مقامات این کشور منتشر کنند.مقامات انگلیس درحالی مطبوعات این کشور را در قبال انتشار اخبار ضد سلطنتی مورد تهدید قرار دادهاند که هفته گذشته سفارت انگلیس از ایران به دلیل آنچه که تخطی از آزادی بیان خوانده شده بود انتقاد کرد.