محقق آمريكايي بررسي كرد:
به گزارش فارس، پيشبينيهاي كارشناسان اقتصادي جهان از قريبالوقوع بودن
فروپاشي اقتصاد آمريكا موجب واكنشهاي متفاوتي در ميان محافل اقتصادي شده
است كه تلاش دارند با تغيير دلار در تبادلات ارزي و اتخاذ روشهاي حفاظت
كننده اقتصادي، خود را از آسيبهاي بحران مالي جهاني و در نهايت فروپاشي
اقتصاد آمريكا، حفظ كنند.
در همين رابطه "استفان لندمن " (Stephen Lendman)، محقق "مركز تحقيقات جهانيسازي " اقدام به بررسي نظرات كارشناسان مختلف اقتصادي در رابطه با مسئله فروپاشي اقتصاد آمريكا كرده و نتيجه تحقيقات خود را طي مقالهاي در پايگاه اينترنتي "گلوبالريسرچ "، منتشر كرده است.
"لودويگ وان مايزس " (Ludwig von Mises)، اقتصاددان اتريشي (1881-1973)، گفته بود: " هيچ وسيلهاي براي جلوگيري از فروپاشي نهايي اين جهش اقتصادي كه با گسترش اعتبار مالي بوجود آمده، وجود ندارد. تنها چاره اين است كه تصميم بگيريم با جلوگيري از گسترش بيشتر اعتبارات مالي، اين فروپاشي سريعتر رخ دهد و يا اينكه در نتيجه سيستم پولي فعلي، اين اتفاق ديرتر رخ دهد. "
استفان لندمن با نقل اين گفته تاريخي از اقتصاددان صاحبنام اتريشي مينويسد: تحت "آلن گريناسپن " (Alan Greenspan)، "بن برنانك " (Ben Bernanke) و ديگر وزراي خزانهداري ايالات متحده، آمريكا راه دوم را انتخاب كرد و هماكنون با عواقب بياعتنايي و رفتار بزهكارانه خود روبرو است. بطوريكه در اوايل سال 2009، "مايكل هادسون " (Michael Husdon)، اقتصاددان، گفت: اقتصاد آمريكا به حد نهايت بدهي خود رسيده و وارد مرحله ورشكستگي شده است. ما درون يك چرخه نيستيم بلكه در انتهاي يك دوره هستيم.
اين گزارش با اشاره به مقاله نشريه "وال استريت ژورنال " در تاريخ 29 دسامبر 2008، بخشهايي از اين مقاله را يادآور ميشود كه: "ايگور پانارين "، استاد دانشگاههاي روسيه و تحليلگر سابق سازمان جاسوسي KGB، براي يك دهه هست كه سقوط ايالات متحده در سال 2010 را پيشبيني كرده است؛ اين سقوط شامل فروپاشي اقتصادي و اخلاقي، جنگ داخلي و تجزيه احتمالي كشور ميشود.
والاستريت ژورنال در مقاله خود تاكيد كرد: براي سالها كسي به گفتههاي پرفسور روس بطور جدي نگاه نميكرد اما هماكنون وي به كرملين دعوت ميشود، روزي دوبار مصاحبه انجام ميدهد، كتاب منتشر ميكند، سخنرانيهاي مكرري انجام ميدهد و بطور منظم به عنوان متخصص روابط آمريكا و روسيه و همچنين براي توضيح در رابطه با پيشبينيهايش و كتاب جديدش با عنوان "در هم شكستن آمريكا "، در رسانههاي روسي ظاهر ميشود.
لندمن در ادامه مقاله خود به تيتر نشريه "روسيهتودي " در 25 مارس 2009 اشاره ميكند كه ميپرسيد: " آيا اوباما ميتواند كاري براي [جلوگيري] از فروپاشي آمريكا انجام دهد؟ "، اين گزارش ميافزايد: پانارين ضمن پاسخ منفي به اين سوال، دلايل زير را براي اين پاسخ برميشمرد:
- عامل اخلاقي و رواني و استرس مردم آمريكا؛
- بحران رو به تشديد اقتصادي و مالي آمريكا؛ و
- افزايش موج ضد آمريكايي در جهان؛ كه در نتيجه تجاوزگريهاي پيدرپي آمريكا بوجود آمده است.
اين گزارش ميافزايد: پانارين، فروپاشي آمريكا را در شش حوزه تحت نفوذ خارجي ميبيند و احتمال ميدهد كه هر يك از اين حوزهها تجزيه شده و به يك كشور مجزا تبديل شوند؛ اين شش حوزه عبارتند از:
1- ايالتهاي فشرده شده و پريشان شمالي و نزديك به كانادا "، در توسعه اقتصادي و فكريشان.
2- بخش نفتي، مجتمع انرژي و سوختي " جنوب غربي و نزديك به مكزيك.
3- كاليفرنيا و شمالغرب آرام (ناحيهاي بين شمال غرب ايالات متحده و جنوب غرب كانادا)، كه تحت تاثير چينيها سقوط ميكند.
4- نواحي آتلانتيك مياني و شمال شرقي كه تحت تاثير اتحاديه اروپا هستند.
5- آلاسكا كه ممكن است به روسيه برگردد.
6- هاوايي كه تحتالحمايه ژاپن و يا چين قرار ميگيرد.
اين كارشناس روس با تاكيد بر اينكه سال 2010 پايان كار آمريكاست و هيچ معجزهاي هم قادر به نجات اين كشور نيست، پيشبينيهاي سال 1976 "امانوئل تاد " (Emanuel Todd) دانشمند فرانسوي علوم سياسي، در مورد تجزيه اتحاديه شوروي را يادآور ميشود كه مورد تمسخر واقع شد اما با گذشت زمان صحت آن اثبات گرديد. بر همين اساس، تاد هماكنون و در كتاب "پايان امپراطوري: از هم پاشيدگي نظم آمريكائي "، كه سال 2002 به چاپ رسيد، عاقبت مشابهي را براي ايالات متحده پيشبيني ميكند. وي در اينباره ميگويد:
- نظاميگري يكجانبه نشان دهنده ضعف است نه قدرت؛
- تروريسم جهاني يك افسانه است.
- بسياري از كشورها از جمله كشورهاي اتحاديه اروپا، چين و روسيه شروع به مقاومت در برابر ماجراجويي ايالات متحده كردهاند.
- ضعف و ركود اقتصادي؛
- توليد اندك، تخصص آمريكا بر مصرف است و بنابراين به واردات خارجي تكيه كرده است.
- اگر تزريقهاي دروني قطع شود، دلار از هم خواهد پاشيد.
- فروپاشي قريبالوقوع بازار بورس، بنايدهاي مالي و دلار؛
- دنيا در حال كشف اين مطلب است كه بدون آمريكا هم قادر به ادامه حيات است و همزمان آمريكا هم در حال پي بردن به اين مطلب است كه بدون باقي جهان قادر به ادامه حيات نيست.
- اتحاد در حال تشكيل يوروسيا (اروپا-آسيا) به ابرقدرت بودن آمريكا پايان خواهد داد و آمريكا را منزوي و سپس تسلط آنرا قطع ميكند.
- آمريكا ميكوشد تا قدرتش را به جهان نشان دهد و همين امر به سادگي ناتواني و عجز آمريكا را به دنيا نشان ميدهد.
بنابراين گزارش، پانارين، آمريكا را با كشتي تايتانيك مقايسه ميكند كه پس از برخورد با يك قطعه يخ، خدمه آن سعي ميكردند مسافران مهمتر را نجات دهند و در آمريكا نيز دو دولت بوش و اوباما تلاش ميكنند تا خودشان را نجات دهند.
اين پرفسور روسي، با بيان اين مطلب كه پس از تجزيه آمريكا سه حوزه مختلف تحت نفوذ اتحاديه اروپا، روسيه و چين بر اين كشور تجزيه شده مسلط خواهند شد مينويسد: احتمال اينكه موجوديت آمريكا (در حالت فعلي) در ژوئن 2010 نابود شود، بيش از 50 درصد است؛ در اين برهه ماموريت تمامي قدرتهاي بزرگ جهاني اين است كه مانع ايجاد هرج و مرج شوند زيرا همان چيزي كه به آمريكا آسيب ميرساند موجب آسيب اين قدرتها نيز ميشود.
اين گزارش سپس به "جان ويليامز " اقتصاد دان آمريكائي اشاره ميكند كه ضمن تاكيد بر نادرست و دستكاري شده بودن آمارهاي اقتصادي دولت آمريكا، طي مقالهاي در اول آگوست اظهار داشت: ركودفعلي اقصتادي كه از زمان ركود عظيم تاكنون بيسابقه بوده، يك سال زودتر از زمان مورد انتظار شروع شده است.
اين گزارش حاكيست، اقتصاد از مشكلات ساختاري عميقي رنج ميبرد كه به درآمد خانواده مرتبط است. مصرف كنندگان بيش از اندازه بدهكار هستند، قادر به قرض كردن نيستند و سياستهاي واشنگتن نيز كمكي به آنها نميكند.
استفان لندمن مينويسد: حتي " دفتر بودجه كنگره " كه ارگاني محافظهكار هست نيز يك اقتصاد ضعيفتر را پيشبيني ميكند و آخرين پيشبينيهاي اين دفتر هم عبارتند از:
- در سال 2010، 12 ميليون نفر كمكار خواهند بود.
- براي پنج سال آينده، ضعف اقتصادي موجب فشار بر كارگران و كمكاري يا بيكاري آنها خواهد شد.
- مشاغل پاره وقت تنها براي ميليونها نفري وجود خواهد داشت كه خواهان كار تمام وقت هستند.
- كم مصرفي تا سال 2014 پابرجا خواهد ماند.
- خانوادهها تحت فشار اقتصادي قرار ميگيرند.
- در سال 2014، 600 ميليارد دلار سرمايهگزاري از دست خواهد رفت كه موجب از دست رفتن 9/5 تريليون دلار ديگر نيز ميشود.
- كسري بودجه فدرال تا 10 سال آينده دو برابر شده و به حدود 20 تريليون دلار ميرسد.
گزارش گلوبالريسرچ در ادامه مينويسد: 14 جولاي، "اگون وان گرييرز " (Egon von Greyerz)، متخصص فلزات گرانبها و سرمايهگذاري در رابطه با فروپاشي اقتصاد آمريكا گفت: سالهاي تاريكي وجود دارند،زيرا تاثيرات مخرب اعتبارات حبابي، چاپ پول توس دولت و اقدامات خطرناك دولت، موجب بروز رويدادهاي پرآشوبي ميشود كه زندگي بيشتر مردم دنيا را تغيير ميدهد. اين رويدادها تا انتهاي سال جاري شروع شده و براي دو تا سه سال ادامه خواهند يافت. پس از آن تحول اجتماعي، سياسي و اقتصادي بوجود آمده احتمالا براي دو دهه ادامه مييابد.
اين گزارش ميافزايد: بيكاري در حال افزايش هماكنون غرب و اروپاي شرقي را دچار مشكل كرده و در سال 2010 تاثير عظيمي بر بيشتر نقاط جهان از جمله چين، آسيا و آفريقا خواهد گذاشت. اين در حالي است كه در گذشته هرگز يك بحران جهاني بيكاري نبوده كه همزمان سراسر دنيا را تحت تاثير قرار دهد.
لندمن يادآور ميشود شرايط كنوني از بحران عظيم اقتصادي دهه 30 هم بدتر است و بدتر از آن مسايلي است كه در پيش رو قرار دارند يعني:
- ركود شديد و بي حد و اندازه در بيشتر كشورها كه نتايج سنگين اقتصادي، سياسي و اجتماعي دارد.
- امنيت اجتماعي وجود نخواهد داشت.
- احتمالا حقوق بخشهاي خصوصي و يا دولتي از بين ميرود.
- بيكاري، فقر، بيخانماني،گرسنگي و قحطي موجب ايجاد يك دوره طولاني تحول اقتصادي، سياسي، اجتماعي و نهادي خواهد شد.
اين نويسنده آمريكايي در انتها مينويسد: اگر ديدگاههاي گرييرز، پانارين، تاد و ديگر متخصصان مشابه، درست باشد، يك فاجعه عميق، طولاني و بيسابقه جهاني در پيش است كه موجب تغيير زندگي بيشتر مردم دنيا ميشود.
در همين رابطه "استفان لندمن " (Stephen Lendman)، محقق "مركز تحقيقات جهانيسازي " اقدام به بررسي نظرات كارشناسان مختلف اقتصادي در رابطه با مسئله فروپاشي اقتصاد آمريكا كرده و نتيجه تحقيقات خود را طي مقالهاي در پايگاه اينترنتي "گلوبالريسرچ "، منتشر كرده است.
"لودويگ وان مايزس " (Ludwig von Mises)، اقتصاددان اتريشي (1881-1973)، گفته بود: " هيچ وسيلهاي براي جلوگيري از فروپاشي نهايي اين جهش اقتصادي كه با گسترش اعتبار مالي بوجود آمده، وجود ندارد. تنها چاره اين است كه تصميم بگيريم با جلوگيري از گسترش بيشتر اعتبارات مالي، اين فروپاشي سريعتر رخ دهد و يا اينكه در نتيجه سيستم پولي فعلي، اين اتفاق ديرتر رخ دهد. "
استفان لندمن با نقل اين گفته تاريخي از اقتصاددان صاحبنام اتريشي مينويسد: تحت "آلن گريناسپن " (Alan Greenspan)، "بن برنانك " (Ben Bernanke) و ديگر وزراي خزانهداري ايالات متحده، آمريكا راه دوم را انتخاب كرد و هماكنون با عواقب بياعتنايي و رفتار بزهكارانه خود روبرو است. بطوريكه در اوايل سال 2009، "مايكل هادسون " (Michael Husdon)، اقتصاددان، گفت: اقتصاد آمريكا به حد نهايت بدهي خود رسيده و وارد مرحله ورشكستگي شده است. ما درون يك چرخه نيستيم بلكه در انتهاي يك دوره هستيم.
اين گزارش با اشاره به مقاله نشريه "وال استريت ژورنال " در تاريخ 29 دسامبر 2008، بخشهايي از اين مقاله را يادآور ميشود كه: "ايگور پانارين "، استاد دانشگاههاي روسيه و تحليلگر سابق سازمان جاسوسي KGB، براي يك دهه هست كه سقوط ايالات متحده در سال 2010 را پيشبيني كرده است؛ اين سقوط شامل فروپاشي اقتصادي و اخلاقي، جنگ داخلي و تجزيه احتمالي كشور ميشود.
والاستريت ژورنال در مقاله خود تاكيد كرد: براي سالها كسي به گفتههاي پرفسور روس بطور جدي نگاه نميكرد اما هماكنون وي به كرملين دعوت ميشود، روزي دوبار مصاحبه انجام ميدهد، كتاب منتشر ميكند، سخنرانيهاي مكرري انجام ميدهد و بطور منظم به عنوان متخصص روابط آمريكا و روسيه و همچنين براي توضيح در رابطه با پيشبينيهايش و كتاب جديدش با عنوان "در هم شكستن آمريكا "، در رسانههاي روسي ظاهر ميشود.
لندمن در ادامه مقاله خود به تيتر نشريه "روسيهتودي " در 25 مارس 2009 اشاره ميكند كه ميپرسيد: " آيا اوباما ميتواند كاري براي [جلوگيري] از فروپاشي آمريكا انجام دهد؟ "، اين گزارش ميافزايد: پانارين ضمن پاسخ منفي به اين سوال، دلايل زير را براي اين پاسخ برميشمرد:
- عامل اخلاقي و رواني و استرس مردم آمريكا؛
- بحران رو به تشديد اقتصادي و مالي آمريكا؛ و
- افزايش موج ضد آمريكايي در جهان؛ كه در نتيجه تجاوزگريهاي پيدرپي آمريكا بوجود آمده است.
اين گزارش ميافزايد: پانارين، فروپاشي آمريكا را در شش حوزه تحت نفوذ خارجي ميبيند و احتمال ميدهد كه هر يك از اين حوزهها تجزيه شده و به يك كشور مجزا تبديل شوند؛ اين شش حوزه عبارتند از:
1- ايالتهاي فشرده شده و پريشان شمالي و نزديك به كانادا "، در توسعه اقتصادي و فكريشان.
2- بخش نفتي، مجتمع انرژي و سوختي " جنوب غربي و نزديك به مكزيك.
3- كاليفرنيا و شمالغرب آرام (ناحيهاي بين شمال غرب ايالات متحده و جنوب غرب كانادا)، كه تحت تاثير چينيها سقوط ميكند.
4- نواحي آتلانتيك مياني و شمال شرقي كه تحت تاثير اتحاديه اروپا هستند.
5- آلاسكا كه ممكن است به روسيه برگردد.
6- هاوايي كه تحتالحمايه ژاپن و يا چين قرار ميگيرد.
اين كارشناس روس با تاكيد بر اينكه سال 2010 پايان كار آمريكاست و هيچ معجزهاي هم قادر به نجات اين كشور نيست، پيشبينيهاي سال 1976 "امانوئل تاد " (Emanuel Todd) دانشمند فرانسوي علوم سياسي، در مورد تجزيه اتحاديه شوروي را يادآور ميشود كه مورد تمسخر واقع شد اما با گذشت زمان صحت آن اثبات گرديد. بر همين اساس، تاد هماكنون و در كتاب "پايان امپراطوري: از هم پاشيدگي نظم آمريكائي "، كه سال 2002 به چاپ رسيد، عاقبت مشابهي را براي ايالات متحده پيشبيني ميكند. وي در اينباره ميگويد:
- نظاميگري يكجانبه نشان دهنده ضعف است نه قدرت؛
- تروريسم جهاني يك افسانه است.
- بسياري از كشورها از جمله كشورهاي اتحاديه اروپا، چين و روسيه شروع به مقاومت در برابر ماجراجويي ايالات متحده كردهاند.
- ضعف و ركود اقتصادي؛
- توليد اندك، تخصص آمريكا بر مصرف است و بنابراين به واردات خارجي تكيه كرده است.
- اگر تزريقهاي دروني قطع شود، دلار از هم خواهد پاشيد.
- فروپاشي قريبالوقوع بازار بورس، بنايدهاي مالي و دلار؛
- دنيا در حال كشف اين مطلب است كه بدون آمريكا هم قادر به ادامه حيات است و همزمان آمريكا هم در حال پي بردن به اين مطلب است كه بدون باقي جهان قادر به ادامه حيات نيست.
- اتحاد در حال تشكيل يوروسيا (اروپا-آسيا) به ابرقدرت بودن آمريكا پايان خواهد داد و آمريكا را منزوي و سپس تسلط آنرا قطع ميكند.
- آمريكا ميكوشد تا قدرتش را به جهان نشان دهد و همين امر به سادگي ناتواني و عجز آمريكا را به دنيا نشان ميدهد.
بنابراين گزارش، پانارين، آمريكا را با كشتي تايتانيك مقايسه ميكند كه پس از برخورد با يك قطعه يخ، خدمه آن سعي ميكردند مسافران مهمتر را نجات دهند و در آمريكا نيز دو دولت بوش و اوباما تلاش ميكنند تا خودشان را نجات دهند.
اين پرفسور روسي، با بيان اين مطلب كه پس از تجزيه آمريكا سه حوزه مختلف تحت نفوذ اتحاديه اروپا، روسيه و چين بر اين كشور تجزيه شده مسلط خواهند شد مينويسد: احتمال اينكه موجوديت آمريكا (در حالت فعلي) در ژوئن 2010 نابود شود، بيش از 50 درصد است؛ در اين برهه ماموريت تمامي قدرتهاي بزرگ جهاني اين است كه مانع ايجاد هرج و مرج شوند زيرا همان چيزي كه به آمريكا آسيب ميرساند موجب آسيب اين قدرتها نيز ميشود.
اين گزارش سپس به "جان ويليامز " اقتصاد دان آمريكائي اشاره ميكند كه ضمن تاكيد بر نادرست و دستكاري شده بودن آمارهاي اقتصادي دولت آمريكا، طي مقالهاي در اول آگوست اظهار داشت: ركودفعلي اقصتادي كه از زمان ركود عظيم تاكنون بيسابقه بوده، يك سال زودتر از زمان مورد انتظار شروع شده است.
اين گزارش حاكيست، اقتصاد از مشكلات ساختاري عميقي رنج ميبرد كه به درآمد خانواده مرتبط است. مصرف كنندگان بيش از اندازه بدهكار هستند، قادر به قرض كردن نيستند و سياستهاي واشنگتن نيز كمكي به آنها نميكند.
استفان لندمن مينويسد: حتي " دفتر بودجه كنگره " كه ارگاني محافظهكار هست نيز يك اقتصاد ضعيفتر را پيشبيني ميكند و آخرين پيشبينيهاي اين دفتر هم عبارتند از:
- در سال 2010، 12 ميليون نفر كمكار خواهند بود.
- براي پنج سال آينده، ضعف اقتصادي موجب فشار بر كارگران و كمكاري يا بيكاري آنها خواهد شد.
- مشاغل پاره وقت تنها براي ميليونها نفري وجود خواهد داشت كه خواهان كار تمام وقت هستند.
- كم مصرفي تا سال 2014 پابرجا خواهد ماند.
- خانوادهها تحت فشار اقتصادي قرار ميگيرند.
- در سال 2014، 600 ميليارد دلار سرمايهگزاري از دست خواهد رفت كه موجب از دست رفتن 9/5 تريليون دلار ديگر نيز ميشود.
- كسري بودجه فدرال تا 10 سال آينده دو برابر شده و به حدود 20 تريليون دلار ميرسد.
گزارش گلوبالريسرچ در ادامه مينويسد: 14 جولاي، "اگون وان گرييرز " (Egon von Greyerz)، متخصص فلزات گرانبها و سرمايهگذاري در رابطه با فروپاشي اقتصاد آمريكا گفت: سالهاي تاريكي وجود دارند،زيرا تاثيرات مخرب اعتبارات حبابي، چاپ پول توس دولت و اقدامات خطرناك دولت، موجب بروز رويدادهاي پرآشوبي ميشود كه زندگي بيشتر مردم دنيا را تغيير ميدهد. اين رويدادها تا انتهاي سال جاري شروع شده و براي دو تا سه سال ادامه خواهند يافت. پس از آن تحول اجتماعي، سياسي و اقتصادي بوجود آمده احتمالا براي دو دهه ادامه مييابد.
اين گزارش ميافزايد: بيكاري در حال افزايش هماكنون غرب و اروپاي شرقي را دچار مشكل كرده و در سال 2010 تاثير عظيمي بر بيشتر نقاط جهان از جمله چين، آسيا و آفريقا خواهد گذاشت. اين در حالي است كه در گذشته هرگز يك بحران جهاني بيكاري نبوده كه همزمان سراسر دنيا را تحت تاثير قرار دهد.
لندمن يادآور ميشود شرايط كنوني از بحران عظيم اقتصادي دهه 30 هم بدتر است و بدتر از آن مسايلي است كه در پيش رو قرار دارند يعني:
- ركود شديد و بي حد و اندازه در بيشتر كشورها كه نتايج سنگين اقتصادي، سياسي و اجتماعي دارد.
- امنيت اجتماعي وجود نخواهد داشت.
- احتمالا حقوق بخشهاي خصوصي و يا دولتي از بين ميرود.
- بيكاري، فقر، بيخانماني،گرسنگي و قحطي موجب ايجاد يك دوره طولاني تحول اقتصادي، سياسي، اجتماعي و نهادي خواهد شد.
اين نويسنده آمريكايي در انتها مينويسد: اگر ديدگاههاي گرييرز، پانارين، تاد و ديگر متخصصان مشابه، درست باشد، يك فاجعه عميق، طولاني و بيسابقه جهاني در پيش است كه موجب تغيير زندگي بيشتر مردم دنيا ميشود.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 10:16 توسط روح الله نوذرزاده آرانی
|