بعد از اعلام نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، با اعتراض آقاي مهندس ميرحسين موسوي به نتايج انتخابات و تصريح و تاكيد ايشان مبني بر اينكه در انتخابات تقلب گسترده صورت گرفته و آراي ايشان به نفع دكتر احمدي نژاد مصادره شده، هواداران ايشان دست به اعتراضات و اغتشاشات گسترده زدند. ميرحسين موسوي با صدور اطلاعيه هايي مبني بر ضرورت ابطال انتخابات، از هواداران درخواست كرد كه با تداوم موج عقلانيت سبز به مبارزه با نتيجه ي انتخابات برخيزند. به دنبال برپايي راهپيمايي ها و تجمعات اعتراض آميز، در تهران و برخي از شهرهاي كشور موجي از اغتشاشات و آشوب هاي خياباني كه همراه با تخريب و آتش زدن اموال عمومي و شخصي بود به راه افتاد. سوال اساسي در قبال اين اعتراضات و اغتشاشات به ماهيت اين اعتراضات و اغتشاشات برمي گردد. آيا مي توان حوادث و وقايع رخ داده را براساس يك سناريوي از قبل طراحي شده در چارچوب انقلاب هاي مخملي تحليل نمود؟ اين نوشتار به اختصار به بررسي اين موضوع مي پردازد.



انقلاب مخملي چيست؟

انقلاب مخملي يا انقلاب رنگي نوعي دگرگوني سياسي بدون خونريزي است كه تاكنون در چندين كشور از بلوك شرق و شوروي سابق رخ داده است. براساس اين انقلاب ها، حكومت هاي باقي مانده از دوران كمونيسم و وابسته به روسيه، جاي خود را به حكومت هاي كاملاً طرفدار غرب داده اند. استفاده مخالفين از يك رنگ خاص در تجمعات و اعتراضات خياباني سبب گرديد تا اين انقلاب ها به انقلاب هاي مخملي يا رنگي معروف گردد.



ويژگي انقلاب هاي مخملي

تمامي دگرگوني ها و تحولات سياسي كه از آن با عنوان انقلاب مخملي يا رنگي ياد مي شود، داراي ويژگي هاي مشترك و يا نزديك به هم مي باشند.

با مطالعه چندين انقلاب مخملي مانند انقلاب گل رز گرجستان در سال 2003 ميلادي، انقلاب نارنجي اكراين در سال 2004 ميلادي و انقلاب گل لاله قرقيزستان در سال 2005 ميلادي، مي توان به ويژگي هاي مشترك آنها به شرح زير دست يافت.

1- دموكراسي خواهي و آزادي خواهي به سبك ليبراليسم از شعارهاي اصلي به شمار مي آيد.

2- مخالفين حكومت را به فساد مالي، فساد سياسي و ناكارآمدي متهم مي سازند.

3- سياه نمايي اوضاع كشور در حوزه هاي گوناگون از سوي مخالفين.

4- مخالفين انتخابات را بهترين فرصت براي تغييرات گسترده دانسته و هواداران را براي پيروزي در انتخابات ساماندهي كرده و با يك رنگ خاص منسجم مي نمايند.

5- برخورداري مخالفين از حمايت هاي مالي، سياسي و تبليغاتي غرب

6- متهم كردن حكومت به تقلب گسترده در انتخابات و اعتراض به نتيجه ي آن از سوي مخالفين و خود را پيروز انتخابات اعلام كردن.

7- فراخوان مخالفان به مبارزه منفي و نافرماني مدني به صورت مسالمت آميز با هدف ابطال انتخابات.

8- به دست گيري قدرت سياسي با پشتوانه اعتراضات مردمي و انجام تغييرات گسترده در تمامي حوزه ها.



پياده سازي مدل انقلاب مخملي در ايران

برخي از كارشناسان و صاحبنظران بر اين اعتقاد و باور هستند كه براندازي نرم و يا انقلاب مخملي در ايران از سوي غرب و به ويژه آمريكايي ها و برخي از احزاب و گروههاي سياسي داخل كشور كه مخالف نظام ديني هستند، دنبال مي گردد. دلايل اصلي اين صاحب نظران عبارت است از:


1-تهديد نرم راهبرد جديد غرب در قبال ايران


غرب و به ويژه ايالات متحده آمريكا از زمان پيروزي انقلاب اسلامي از تمامي ابزارهاي سخت و نيمه سخت براي شكست انقلاب اسلامي و ساقط كردن جمهوري اسلامي استفاده نموده و لكن در تمامي برنامه هاي خود با شكست مواجه گرديد. آمريكايي ها در سالهاي اخير راهبرد تهديد نرم را براي براندازي نرم به سبك انقلاب هاي مخملي در ايران در دستور كار خود قرار داده اند. دولت بوش به صورت مشخص در دريف بودجه خود،
85 ميليون دلار براي تغيير رژيم جمهوري اسلامي را به تصويب كنگره رساند و اين مبلغ را براي ترويج دمكراسي و حمايت از گروههاي طرفدار آزادي در اختيار سازمان سيا و مركز عمليات براندازي نرم در ايران يعني خانه آزادي قرار داد. خانم رايس وزير خارجه سابق آمريكا در زمان تصويت اين بودجه در كنگره آمريكا مي گويد: «ما توانستيم با يك براندازي نرم از لهستان و با جنبش همبستگي تا پشت مرزهاي روسيه، انقلاب هاي رنگين را سامان دهيم و رژيم هاي حاكم را ساقط و رژيم هاي دمكراتيك مورد نظر آمريكا را به قدرت برسانيم. تنها راه براي تغيير نظام در ايران، استفاده از همين تجربه است.»

بنابراين مي توان گفت راهبرد اصلي آمريكا در شرايط كنوني براي شكست انقلاب و ساقط كردن جمهوري اسلامي، راهبرد انقلاب مخملي مي باشد. مقام معظم رهبري در سال 1387 در دانشگاه علم و صنعت و در جمع هزاران نفر از دانشجويان و اساتيد اين دانشگاه فرمودند، اكنون تنها اميد دشمنان اين است كه اين انقلاب به دست كساني به شكست برسد كه در خود انقلاب نقش داشتند.


2- وجود گروههاي سياسي برانداز داخلي با سابقه انقلابي


وجود گروههاي سياسي معتقد به براندازي نرم در داخل كشور با سابقه ي انقلابي، دومين دليل براي كليد خوردن پروژه انقلاب مخملي در ايران به شمار مي آيد. در دوران دوم خرداد و حوادثي چون حادثه 18 تير 1387 و تحصن نمايندگان مجلس ششم در سال 1382 نمونه هايي از تلاش هاي ابتدايي در راستاي پياده سازي انقلاب مخملي در ايران است. «نظريه فتح سنگر به سنگر قدرت» كه حجاريان مطرح ساخت و معتقد بود بايد اين مسير را در چارچوب تئوري «فشار از پائين، چانه زني در بالا» طي كرد، دقيقاً با الگوگيري از انقلاب هاي مخملي و راه انداختن جنبش هاي اجتماعي ارائه شده است. گرچه جريان دوم خرداد موفق به پياده سازي اين مدل در آن دوران نگرديد، لكن عناصر افراطي جريان اصلاحات با انجام كارهاي فشرده و براساس يك سناريوي از قبل طراحي شده، درصدد برآمدند تا از فرصت انتخابات دهم رياست جمهوري براي رسيدن به اهداف خود استفاده نمايند.

نمونه هايي از اظهارنظرهاي عناصر برجسته و نظريه پرداز دوم خرداد كه از باورهاي آنها نسبت به پياده سازي انقلاب مخملي در ايران حكايت مي كند در پي مي آيد.


1/2- سعيد حجاريان:

«در اين شرايط اصلاحات امكان چنداني براي دستيابي به قدرت ندارد و تنها خون مي تواند به داد اصلاح طلبان برسد. صريحاً مي گويم، اصلاحات جز با دادن خون به قدرت نمي رسد و اي كاش به اندازه طالبان خاطرخواه براي انتحار داشتيم.»

2/2- تمجيد حجاريان از انقلاب هاي رنگين و مخملي

سعيد حجاريان، عضو ارشد حزب مشاركت و از حاميان ميرحسين موسوي با انتشار مقاله اي در ارگان اين حزب از وقوع انقلاب هاي مخملين و رنگي در كشورهاي اقمار شوروي سابق تمجيد كرد و نوشت: انقلاب هاي مخملين موجي از دمكراسي را براي كشورهاي اقمار شوروي سابق به ارمغان آوردند.

به گزارش ايرنا، حجاريان در اين مقاله انقلاب هاي مخملين و نرم را از انقلابهاي كلاسيك بهتر دانست و نوشت: تفاوت انقلاب هاي نرم يا مخملين با انقلاب هاي كلاسيك آن است كه در انقلاب كلاسيك، بعد از پيروزي معمولا يك دوره ترور و وحشت به وجود مي آيد و فراكسيونها به جان هم مي افتند و كشتارهاي وسيعي صورت مي گيرد و اصطلاحاً انقلاب فرزندان خود را مي خورد.

وي در ادامه افزود: اما در انقلاب هاي نرم اين فراكسيون ها مي توانند به گونه اي دمكراتيك با يكديگر عامل داشته باشند و چرخه قدرت بدون خون ريزي ميان آنها انجام گيرد.

حجاريان تاكيد كرد: در انقلاب نرم و مخملين، انقلابيون به اصول عام مانند اعلاميه حقوق بشر و ميثاق شهروندي باور دارند.

عضو ارشد حزب مشاركت افزود: اين انقلاب ها موجي از دمكراسي را براي كشورهاي اقمار شوروي سابق و نيز جمهوري هاي اين كشورها به ارمغان آوردند كه اصطلاحا از آن با عنوان موج سوم گذار به دمكراسي ياد مي شود.

حجاريان تاكيد كرد: آنچه در انقلاب هاي نرم اتفاق مي افتد، جنگ ميان مردمي است كه به حاشيه رانده شده اند و طبقه اي كه در متن تصميم گيريها و تمكنات قرار دارند.

عضو ارشد حزب مشاركت بر ضرورت حمايت قدرت هاي خارجي به منظور كاهش هزينه هاي انقلاب مخملين تاكيد كرد و اظهار داشت: امروزه با گسترش پديده جهاني شدن و فروريختن ديوار امواج تلويزيوني و رسانه اي از انقلاب رنگي از راه دور صحبت مي شود.

يعني قدرت هاي بزرگ، نهادهاي بين المللي و كميسيون هاي حقوق بشر مي تواند از طريق اينترنت و تلويزيون به بسيج توده اي بپردازند و رهبران رژيم ها را در ميان مردم بي اعتبار سازند. به اين ترتيب شكاف بين دولت و ملت عميق تر مي شود و زايمان انقلابي سريعتر و كم هزينه تر اتفاق مي افتد.


3/2- محسن آرمين:

«تلاش همه بايد در مشاركت گسترده جامعه در انتخابات باشد، چرا كه هر چه مشاركت بيشتر باشد تاثير اعمال نفوذهاي احتمالي در نتيجه انتخابات كمتر خواهد شد؛ بنابراين اگر مشاركت از حدود 50 درصد به بالا رود شانس اصلاح طلبان براي پيروزي در انتخابات بيشتر مي شود.»

4/2- عفت مرعشي، همسر آقاي هاشمي


«شما شاهد هستيد كه من در راي خود نام ميرحسين موسوي را نوشتم و اميدوارم كه تقلبي صورت نگيرد كه اگر اين اتفاق بيافتد من در پل صراط از آنها نخواهم گذشت.» وي سپس با حمله به دكتر احمدي نژاد گفت: «اميدوارم احمدي نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ دريافت كنند.» مرعشي ادعا كرد اگر تقلب نشود، موسوي رئيس جمهور مي شود، ولي خدا نكند تقلب كنند كه اگر اينگونه شود، مردم به خيابان ها مي آيند و اعتراض مي كنند


5/2-مهدي كروبي: (18/3/88)

اين روزها نشانه هايي ديده مي شود كه حركت هاي خودسرانه اي انجام مي گيرد. اين را تاكيد مي كنم و مي گويم اين بار بعد از نماز صبح نخواهم خوابيد و از اول صبح با گزارش گيري از تمامي ستادها در سطح كشور اوضاع را رصد و دنبال مي كنيم چنانچه تا ساعت 11 صبح خبرهايي از تقلب در آرا بدهند، آن وقت مي دانيم چه اقدامات مقتضي را در برابر تقلب هاي انتخاباتي انجام دهيم و اجازه نخواهيم داد اعلام اين موضوع به ساعات بعدازظهر كشيده شود.

6/2- دكتر شيرزاد(نماينده مجلس ششم):

امروز وقتي قطعات پازل انتخابات را كنار هم مي گذاريم مشاهده مي كنيم كه همه چيز از ابتدا طوري برنامه ريزي شده بود كه نتيجه مد نظر يك طايفه خاص سياسي رقم بخورد و دولت احمدي نژاد به هر قيمت كه شده چهار سال ديگر هم تداوم يابد. تنها چيزي كه در محاسبات آقايان درست پيش بيني نشده بود آن بود كه ميزان مشاركت مردم در انتخابات و راي آن ها به مير حسين موسوي آن چنان بالا باشد كه ادعاي برتري احمدي نژاد با صد من سريش هم نچسبد و در عمل مردم بر مبناي حس شهودي خويش و مشاهداتي كه هر كدام از پيش از رأي گيري در محله و شهر و ديار خويش داشتند و آن چه در جريان رأي گيري شاهد بودند زير بار ادعاي ارائه شده از سوي وزارت كشور نروند و اين فضاي اعتراضي گسترده در سراسر كشور رقم زده شود.

3- برقراري پيوند بين گروههاي برانداز داخلي با غرب

با توجه به دو نگاه بيروني و داخلي براي انقلاب مخملي در ايران، طي سالهاي گذشته پيوندي بين غرب و به ويژه آمريكايي ها با جريان هاي برانداز داخلي به سبك براندازي نرم با مدل انقلاب هاي مخملي برقرار گرديد. ساماندهي انقلاب مخملي در ايران توسط بنياد سوروس با واسطه افرادي چون هاله اسفندياري، كيان بخش تاج و رامين جهانبگلو بخشي از اين پيوند و ارتباطات را نشان مي دهد. پناهنده شدن عناصر افراطي دفتر تحكيم وحدت به آمريكا كه در حادثه كوي دانشگاه سال
78 نقش داشتند نشان ديگري از اين ارتباطات است. برگزاري دوره هاي آموزشي در كشورهاي اروپايي ، برقراري ارتباط برخي از سفارتخانه هاي اروپايي با تعدادي از فعالان سياسي و فرهنگي از نشانه هاي ديگر اين پيوند مي باشد.

انتخابات دهم و انقلاب مخملي

بخشي افراطي دوم خرداد با همراهي ديگر جريان هاي برانداز انتخابات دهم را بهترين فرصت براي پياده سازي انقلاب مخملي در ايران ارزيابي كرده و از مدتها قبل مجموعه اي از اقدامات را در اين راستا به عمل آوردند. جدول به صورت مقايسه اي آشوب هاي سبز را با ويژگي انقلاب هاي مخملي با تاكيد بر انقلاب گل رز گرجستان نشان مي دهد.




جمع بندي و نتيجه گيري

براساس شواهد و قرائن مورد اشاره آنچه در پي انتخابات 22 خرداد در كشور رخ داد تلاشي سازمان يافته و در قالب يك سناريوي از پيش طراحي شده با الگوگيري از انقلاب هاي مخملي بود. لكن همانطور كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي تاريخي نماز جمعه مورخ 29/3/1388 فرمودند: «ايران گرجستان نيست» اين جمله كوتاه و گويا ناظر به اين حقيقت است كه در جمهوري اسلامي اساساً حركت هاي براندازي به سبك انقلاب هاي مخملي امكان ندارد. به عبارت ديگر با وجود خواست بيگانگان و غربي ها براي انجام انقلاب مخملي در ايران از يك سو و تلاش برخي از احزاب و گروههاي سياسي افراطي داخلي در ايران براي تغيير نظام ديني از طريق انقلاب مخملي، زمينه هاي شكل گيري چنين تغيير و تحولاتي در جامعه مسلمان، انقلابي و ولايي ايران وجود ندارد. ساختار منحصر به فرد سياسي و حقوقي در ايران، وجود ولايت فقيه در رأس قواي سه گانه، رابطه مردم با ولي فقيه، تنفر مردم ايران از غرب و بيزاري آنان از مداخله قدرتهاي خارجي در امور داخلي كشور و وجود نيروهاي مدافع انقلاب و جمهوري اسلامي در سراسر كشور مانند سپاه و بسيج در مجموع شرايطي متفاوت از كشورهايي چون گرجستان، اكراين و قرقيزستان را در ايران شكل داده و براساس همين تفاوتهاي اساسي، بايد گفت امكان پياده سازي انقلاب مخملي در ايران در حد صفر است.

هر چند توطئه براندازي در نطفه خفه شد، لكن بايد طراحان و عوامل اصلي اين توطئه به اتهام براندازي نظام ديني محاكمه و مجازات شوند. در حوادث بعد از انتخابات 22 خرداد خسارات مادي و معنوي و همچنين خسارات جاني وارد گرديد كه مسئوليت تمامي اين خسارات بر عهده عوامل اصلي و دست اندركار سناريوي انقلاب مخملي مي باشد و ملت ايران از دستگاه هاي اطلاعاتي، امنيتي و قوه قضاييه اين انتظار را دارد كه با اين افراد بدون ملاحظه و براساس قانون برخورد قاطع نمايند. در پايان اشاره به اين نكته ضروري است كه احزاب و گروه هاي سياسي و اشخاصي كه در اين توطئه ايفاي نقش كردند براي هميشه صلاحيت خود را براي ورود به ساختار قدرت سياسي از دست دادند و شوراي محترم نگهبان بايد سوابق اين افراد را در تمامي انتخابات هاي آينده مورد توجه قرار دهد.

  • راز پیروزی حزب الله (به مناسبت سومین سالگشت جنگ سی و سه روزه) حزب الله مولود جنگ لبنان در اوایل دهه هشتاد میلادی است. این جنبش انقلابی در گیرودار نبرد با اشغالگران صهیونیستی در جنوب لبنان بالنده شد وبه زودی تبدیل به یک عنصر تاثیرگذار در معادلات منطقه ای شد. اوج پیروزی حزب الله در عقب نشینی ذلت بار ارتش اسرایل در ژوئیه 2000 نمود یافت. از آن پس حزب الله توام با اقتدار وسربلندی روزگار بسر می برد، اما طولی نکشید که فشارهای سیاسی بین المللی وداخلی علیه این جنبش انقلابی آغاز شد ومخالفان در قالب قطعنامه 1559 خواهان خلع سلاح این حزب شدند. استدلال مخالفان آن بود که هویت نظامی حزب الله با سیادت دولت لبنان در تعارض است، غافل از آن که اگر حزب الله نبود چه بسا سرزمینی ودولتی به نام لبنان وجود نداشت تا از سیادت آن سخن گفته شود. در هر حال حزب الله در برابر طوفان مخالفت ها چون کوهی استوار ایستاد وسید حسن نصرالله رهبر شجاع ومدبر حزب بار دیگر منطق مقاومت را با صدای رسا اعلام کرد: "طالما هناک احتلال، طالما هناک مقاومه" (مادامی که اشغالگری هست مقاومت هم هست) این سخنان با توجه به حضور اشغالگران در مزارع شبعا وتپه های کفرشوبا کاملا منطقی بود، بنابراین ادعای اسراییل مبنی بر اجرای قطعنامه 425 در هاله ای از تردید قرار گرفت ومخالفان داخلی موسوم به گروه چهارده مارس ناچار به توسل به شیوه های دیگری چون اتهام حزب الله به سلطه جویی وتشکیل دولت سایه ووابستگی آن به ایران وسوریه شدند. گزینه نبرد نظامی آخرین راهکار آمریکا واسراییل جهت از میان بردن ویا حداقل خلع سلاح حزب الله بود وآن گونه که دبیر کل حزب الله در نطق تلویزیونی خود در بحبوحه نبرد فاش ساخت، این نبرد از مدت ها پیش طراحی شده وحمایت های منطقه ای قرین آن شده بود. اسارت دو نظامی اسراییلی توسط حزب الله در واقع دستاویزی برای برافروختن این جنگ حساب شده بود. اما با گذشت بیش از یک ماه از نبرد نابرابر، حزب الله بار دیگر از این معرکه دشوار سربلند بیرون آمد. دشمنان بار دیگر آزموده را آزمودند وچون عظمت واقتدار حزب الله را در ابعاد سیاسی ونظامی وامنیتی وروانی دریافتند جهت فیصله نبرد به شورای امنیت متوسل شدند. صدور قطعنامه 1701 در واقع تلاشی بود برای نجات آبرومندانه اسراییل از ورطه نبرد با حزب الله. شاید در واشنگتن وتل آویو اعتراف به شکست در برابر جنبش چریکی حزب الله بسیار دشوار باشد، اما چه کسی است که نداند پایان جنگ توسط شورای امنیت به معنای شکست نظامی کسانی است که در طول بیش از یک ماه همه توان خود را جهت نابودی حزب الله به کار بستند اما نه حملات هوایی ودریایی ونه عملیات های زمینی، هیچ یک از اهداف آنان را محقق نساخت. تنها دستاورد ماشین جنگی اسراییل ویرانی زیرساخت ها وکشتار وآوارگی مردم بی گناه لبنان بود که البته چنین اقدامی در منطق نظامی پیروزی محسوب نمی شود بلکه در عرف بین الملل جنایت جنگی قلمداد می شود. اکنون پرسش اساسی آن است که راز پیروزی حزب الله چیست؟ چگونه است که یک جنبش چریکی با امکانات محدود توانسته است نه تنها ارتش شکست ناپذیر اسراییل را به «خانه عنکبوت» تبدیل کند، بلکه حامی استراتژیک آن یعنی ایالات متحده امریکا را با ناکامی سختی مواجه ساخته است؟ مهم ترین رمز پیروزی حزب الله آن است که این حزب مسمای نام خود را عملی ساخته است. به دیگر عبارت رزمندگان حزب الله براستی حزب ولشکر خدایند وتوشه ای از معنویت وایمان وشهادت طلبی در دست داشته ووارد باب جهاد شده اند، آن بابی که به تعبیر مولا علی(ع) دروازه فردوس برین است(ان الجهاد باب من ابواب الجنه). قرآن کریم هم در آیات متعددی به مجاهدان راه خدا وعده نصرت وپیروزی داده است(ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم) وایمان وصبر را جبران کننده عِده وعُده اندک برمی شمرد(ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین) وچه بسا اذن خدا پیروزی گروه اندک را در برابرگروه بسیار رقم می زند(کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله). حزب الله تشکلی است مردمی همانند بسیج که صفوف آن را جوانانی جان برکف تشکیل داده اند ورهبران این تشکل چون در اوایل دهه هشتاد در تهران به محضر امام راحل(ره) رسیدند با امام خود عهد کردند که در کربلای لبنان عاشورایی بجنگند! فرزندان حزب الله بر عهد خود پایدار ماندند واز نثار جان خود در این معرکه دریغ نورزیدند. افزون بر انگیزه های معنوی، راز دیگر پیروزی حزب الله در توانمندی های شگرف این حزب در ابعاد نظامی وچریکی وتجهیزات وتسلیحات خلاصه می شود. به لحاظ نظامی حزب الله که پس از عقب نشینی اسراییل در سال 2000 پیش بینی نبردی تمام عیار با این رژیم را می کرد به حکم «واعدوا لهم ما استطعتم من قوه» به تجهیز وآموزش عناصر خود پرداخت. در این مدت حزب الله موفق به تجهیز زرادخانه موشکی خود شد تا موازنه وحشت را در جنگ نامتقارن ایجاد کند. از سوی دیگر حزب الله جدیدترین شیوه های جنگ های چریکی را به رزمندگان خود آموزش داد. این آموزش ها در کنار دلاورمردی وشهادت طلبی پیکارجویان حزب الله در معرکه های سختی چون مارون الراس وبنت جبیل وعدیسه ومرکبا خود را نشان داد وتیپ زبده کماندویی اسراییل موسوم به تیپ گولانی متحمل تلفات وشکست سختی شد. حزب الله در تسلیحات وجنگ ضد زره نیز پیشرفت زیادی کرد، به گونه ای که با برافروخته شدن جنگ به راحتی به شکار ناوچه ها وتانک های پیشرفته دشمن پرداخت. کارشناسان نظامی غرب ونیز نظامیان رژیم صهیونیستی اعتراف کرده اند مقابله با شیوه های نبرد چریکی وکمین های حزب الله کار ساده ای نیست وسران تل آویو نیز اذعان کرده اند هیچ ارتشی قادر به خلع سلاح حزب الله نمی باشد! حتی اگر چنین تصریحاتی از سوی دشمن به گوش نمی رسید، صرف پذیرش قطعنامه 1701 وتن دادن به آتش بس حاکی از عجز وشکست ارتش اسطوره ای اسراییل در برابر حزب الله قهرمان می باشد. در بعد سازماندهی وکار اطلاعاتی وامنیتی نیز حزب الله دستاوردهای بزرگی داشته است. هیچ یک از رهبران حزب الله در جریان نبرد جاری علیرغم بمباران گسترده وشدید لبنان آسیب ندیدند وعملیات هلی برن که به منظور اسارت کادر وعناصر حزب الله در بقاع وجنوب صورت گرفت ناکام ماند. در بعد تبلیغاتی وجنگ روانی هم حزب الله ابتکار عمل را در دست داشت وشبکه تلویزیونی المنار با آن که بارها ایستگاه های آن مورد اصابت قرار گرفت تا پایان جنگ فعال بود و به پوشش خبری نبرد وبه ویژه عملیات های موفق حزب الله در جنوب می پرداخت. پخش سخنان متین ومستدل سید حسن نصرالله از این شبکه که با طمأنینه خاصی سخن می گفت، حاکی از اقتدار حزب الله در بحبوحه جنگ نابرابر بود. این در حالی بود که در چهره وسخنان سران دشمن دستپاچگی واضطراب موج می زد! مخاطبان سید حسن نصرالله اعم از دوست ودشمن با ولع خاصی به سخنان او گوش فرامی دادند چرا که تصریحات او ضمن آن که راهبردهای حزب الله را نمایان می ساخت، تصویری واقعی از جنگ ودورنمای آن را در اوج سانسور خبری رسانه های دشمن ارائه می کرد. سید حسن در جذب مخاطبان داخلی هم موفق بود. نظرسنجی های گوناگون حاکی از ایستادگی مردم لبنان در کنار مقاومت بود. همبستگی جامعه لبنان در اوج حملات سنگین اسراییل از دستاوردهای سیاسی حزب الله محسوب می شود. حتی مخالفان حزب که از مصاحبه ها واظهارات انتقادآمیز خود علیه حزب الله طرفی نبستند، ترجیح دادند سکوت کنند تا آتش جنگ فروکش کند وسپس وارد معرکه شوند! این به این معناست که حزب الله در دوره آتش بس با چالش های جدیدی روبه رو خواهد بود، خصوصا آن که مخالفان افزون بر قطعنامه 1559 قطعنامه جدید 1701 را نیز به عنوان دستاویز اعمال فشار بر حزب الله در دست دارند. اما حزب الله ثابت کرده است که به راستی حزب خداست وبه همان اندازه که در عرصه نبرد طوفنده ظاهر می شود، در صحنه سیاست ودولت نیز از درایت ودوراندیشی کافی برخوردار است. مواضع حکیمانه حزب الله حاکی از آن است که در منطق این حزب اهتمام به وحدت ملی کمتر از توجه به دفاع از خاک وعزت لبنان در برابر تجاوزات دشمن نیست. چنین منطقی مخالفان را خلع سلاح می کند، هر چند این سلاح قطعنامه های غیرعادلانه بین الملی باشد! در هر حال حزب الله پیروز است، چرا که این حزب انقلابی حامل فرهنگ سترگ مقاومت وعزت اسلامی است، فرهنگی که ریشه در امتداد تاریخ دارد وبا خون مردم لبنان ومنطقه عجین شده است، از این رو طرح های دشمن همچون خاورمیانه بزرگ وخاورمیانه جدید که در واقع هدفی جز زدودن فرهنگ مقاومت ندارد، در نهایت محکوم به شکست بوده وبار دیگر این آیت قرآنی مصداق می یابد: إن حزب الله هم الغالبون ....